بستن تبلیغات [X]
بی همتا - صفحه 2

رفتار درمانی


رفتار درمانی

رفتار درمانی در معنای حقیقی صورتی از عرفان درمانی و خود درمانی است . زیرا آنچه که بر ما رفته

است ما را بیمار و گرفتار و معذب ساخته است پس بایستی از راه رفته بازگردیم تا آن عذاب را نیز

بازگردانیم. رفتارھای ما باعث گرفتاریھای ما شده است پس بایستی از این رفتارھا باز گردیم . و این

مستلزم خودشناسی است که کدامیک از سلسله رفتارھای ما موجب بدبختی ما شده است. کدام

دسته از تھمت ھای ناحق و یا تجاوز به حقوق دیگران و یا ایجاد اکراه و زور در دین و اخلاق و یا خود

فروشی و خیانت به اعتقادات خودمان زمینه ساز گرفتاریھای ما گشته است . بایستی زمینه ھا را

شناخت و مسیر را تغییر داد . این امری واجب است بخصوص اینکه اگر به حیات پس از مرگ باور

داشته باشیم که عذابھای باطنی ما پس از مرگمان نیز با ما خواھند بود زیرا بھمراه نفس و روان ما

باقی می مانند . پس تا زمانیکه امکان جبران داریم بھتر است با رفتارھای درست رفتارھای نادرست

خود را جبران کنیم . در قرآن می خوانیم که : آنکه در این دنیا در عذاب است در آخرت عذابش شدیدتر

است و بالعکس. و کافران در آن روز می گویند ای کاش یکبار دگر به دنیا باز می گشتیم تا عذابھای

خود را جبران می نمودیم و به آنھا گفته می شود که بارھا مھلت داده شدید ولی بر کفر خود افزودید

و این بار ھم چنین خواھید کرد . ولی تا افکار خود را اصلاح نکنیم نمیتوانیم رفتار خود را اصلاح کنیم

و حداکثر ریاکارتر می شویم. پس رفتار درمانی مستلزم افکار درمانی است


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 176


[ بازدید : 7 ]
[ جمعه 26 خرداد 1396 ] [ 17:08 ] [ رضا ]

مشکل ما چیست؟ (آسیب شناسی فرهنگی)


مشکل ما چیست؟

(آسیب شناسی فرهنگی)

بزرگترین و محوری ترین مشکل فرھنگی جامعه ما از عالم تا عامی و از پیر تا جوان و زن و مرد اینست

که گوھره « نمی دانم » را در ذھن ودل خود از دست داده ایم و ھر کسی در کشور ما خود را یک

نابغه و علامه دھر وعارف کامل می داند.

که تبلیغات رسانه ھا مھمترین نقش را در این مرض و مصیبت عظیم اجتماعی ایفا کرده اند. این غرور

ملی که شبانه روز بھر بھانه ای بر سر ما می بارد مغزھا و وجدانھا و قلوب را دیوانه کرده است

و سئوال کردن را میرانده و تحقیق و جستجو را منتفی ساخته است.

بعد از تبلیغات رسانه ھای ملی، کامپیوتر و اینترنت از عوامل این فاجعه می باشد که باز ھم تبلیغات

رسانه ملی در القاء و تشدید آن بسیار مؤثر بوده است ھمانطور که امروزه یک نوجوان در پای میز

کامپیوتر احساس خدائی دارد در حالیکه اکثراً یک بیمار روانی است و بزودی سر از بیمارستان،

تیمارستان یا زندان در می آورد البته اگر به عضویت شورای شھر در نیاید و یا مدیر کل اداره و

کاندیدای مجلس و وزارت نشود.

این خودستائی ملی که جدیداً از رسانه ھای ما غوغا میکند عواقب مرگبارش تا ھم اکنون پیدا شده

است . یک دوره ای بر زبان آوردن واژه ملت و ملیت و ایرانیت یک جرم سیاسی محسوب می شود و

حالا جایزه ھم دارد. این ناسیونالیزم نیھیلیستی ما را به کجا میبرد؟ خودستائی ملی از نتایج پوچی

و بی ھویتی در یک جامعه است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 110

برچسب ها: مشکلات فرهنگی , نابغه , غرور ملی , ادعای خدایی ,
[ بازدید : 6 ]
[ پنجشنبه 25 خرداد 1396 ] [ 19:16 ] [ رضا ]

ادب: ظرف ادراك


ادب: ظرف ادراك

ھمانطور که برای دریافت غذا و اشیای مورد نیاز خودمان نیازمند اعضائی چون دست و دھان و پاھا

ھستیم و برای حفظ آن نیازمند بدن و شکم ھستیم یعنی محتاج اعضای دریافتن و ظرف داشتن می

باشیم. جھت دریافت و برداشت و حفظ معنویات ھم نیازمند ابزار و ظرفی ھستیم که آن ادب است.

براستی که آدم بی ادب ھرگز بزرگ نمی شود حتی اگر فیلسوف شود. از طریق ادب وجود خود را

آماده دریافت و حفظ معنا از جھان می کنیم. ادب، ظرف ادراک بشر است و لذا آدمھای بی ادب ھرگز

نه در مدرسه و نه در جامعه و نه در کل زندگی ھیچ نمی آموزند و ھیچ نمی فھمند و آموزه ھای

جبری را ھم نمی توانند حفظ کنند.

ادب شرط اول ھر تعلیم و تربیتی است. رشد معنوی بشر تماما مدیون ادب اوست. انسان ھر چه با

ادب تر، متواضع تر و خاشع تر باشد در قبال معنا و علم، پذیراتر است. آدم بی ادب مثل یک کاسه

واژگون است که ھیچ چیزی دریافت نمی کند. وجود خود را در موضع ادب قرار دادن مثل تبدیل وجود

به یک کاسه خالی است که آماده پذیرش و دریافت می باشد. و ادب ظاھری و رفتاری و گفتاری ھم

مقدمه ادب باطنی است. بی ادبی ھمواره مترادف حماقت است. و اگر دوران ما غرق در جنون و

حماقت است بواسطه فقدان ادب در خانواده ھا و مدارس است فقدان ادب در والدین و معلمین!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 112


برچسب ها: ادب،تواضع , تربیت , تعلیم , فروتنی ,
[ بازدید : 5 ]
[ چهارشنبه 24 خرداد 1396 ] [ 15:49 ] [ رضا ]

همسر کیست؟


همسر کیست؟

خداوند در کتابش می فرماید که از جنس نفس ھر کسی برایش ھمسری قرار می دھد و نیز می

فرماید که مؤمن با مؤمن و کافر با کافر ازدواج می کند این ماھیت ازدواجھای طبیعی است که به نیّت
زناشوئی رخ می دھد . الّبته ازدواجھای مصلحتی و یا عقیدتی ھم وجود دارند که از این قاعده
مستثنی ھستند . بنابراین آنچه که اساس طبیعی ازدواج را تشکیل میدھد که امری ماورای طبیعی
بنظر می رسند و گاه به قسمت ازلی و تقدیر الھی نسبت داده می شوند اتفاقاً امری کاملاً طبیعی
می باشند و ماورای طبیعی بودن آن مربوط به جھل آدمی نسبت به نفس نھان خود است . ھمسر ھر
کسی نفس آشکار خود اوست که در مقابل او قرار گرفته است و لذا واضح ترین آئینه خودشناسی
اوست . آئینه بنمود چو نقش تو راست خودشکن آئینه شکستن خطاست . این حکمت بیش از ھر
رابطه ای مربوط به زناشوئی است . لذا ھر خطا و ستم و ناحقی که آدمی به ھمسر خود نسبت می
دھد دقیقاً از خود اوست . لذا رابطه زناشوئی بزرگترین قلمرو خودشناسی و تزکیه نفس و خودسازی
بشر است بشرط آنکه ھر کسی ھر عیبی را که در ھمسرش میبیند از خود بداند و به اصلاح آن در
خودش بپردازد تا از ھمسرش برطرف شود. این یک اصل ذاتی در ھر رابطه ای است که در زناشوئی
به اشدش حضور دارد و عمل می کند .
ھمسر تو نفس عریان خود توست و ضمیر پنھان توست که در مقابل تو عیان شده است . پس اگر
ازدواج اساس ذاتی تمدن و دین و فرھنگ است بدین لحاظ است که ھر کسی آئینه نفس خود را می
یابد و خود را در ھمسرش به تماشا می نشیند . معامله ای که ھر کسی با ھمسرش می کند در
واقع با خودش می کند و سرنوشت خود را رقم میزند. اینست که سرنوشت ھر کسی در ازدواجش
تعیین می شود بدست خودش.
در واقع ھر کسی با نفس پنھان خودش ازدواج می کند و اینست که عشق جنسی در ازدواج و
زناشوئی ھمان عشق ھر کسی به خویشتن خویش است و ھمسر پرستی عین خودپرستی است
و کفر عیان است و لذا این عشق عاقبتی جز عداوت ندارد مگر اینکه بر اساس تقوی و تزکیه نفس و

معرفت و حقوق الھی قرار گیرد و انجام وظیفه شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 55


برچسب ها: انتخاب همسر , خودسازی , ازدواج ,
[ بازدید : 6 ]
[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 16:40 ] [ رضا ]

نسخه اي براي امراض زنانه


نسخه اي براي امراض زنانه


در یک کلام ھمه امراض زنان برخاسته از جدالشان با ذات و ھویت و وظایف زنانگی آنھاست که خداوند

در خلقتشان نھاده است . و اگر زن مدرن بیمارترین زن کل تاریخ است بدان معناست که زن ھرگز تا

این حد با زن بودن خود در جدال و انکار نبوده است و زن بودنش را خوار نداشته و لعنت نکرده و لذا در

جھت مرد وار شدن تلاش نموده و بازیچه فلسفه شیطانی برابری با مرد گشته است و خود را جسماً

و روحاً عقیم و ناھنجار و معذب کرده و لذا ھرگز امکان ھمسریت و مادریت نیافته است ھر چند که

شوھرھا نموده و بچه ھا زائیده باشد . از رایج ترین امراض روانی چنین زنی افسرده گی و ناتوانی و

بیزاری جنسی وانواع وسواسھا و آلرژیھاست . و بیماریھای ارگان جنسی ھمچون سرطان پستان و

عفونتھای مزمن رحم و انواع تومورھای دستگاه تناسلی نیز از مشھورترین امراض یک زن ضد زن

است که وظایف زناشوئی را در شأن خود نمیداند و خانه را برای خود زندان میکند و لذا دچار انواع

مفاسد اخلاقی می گردد و مبدّل به موجودی کینه ای و بخیل و متشنج و روانی می شود و نھایتاً در

جھت انتقام خود از مرد مبدّل به یک روسپی می گردد. ترک این مخاصمه کافرانه زن با ذات زنانگی

خود که بصورت انکار ولایت شوھر و گریز از وظایف زنانگی بروز می کند تنھا راه علاج ھمه دردھای

بی درمان زن است . ما در تجربه درمانی خود با تکیه بر این حقیقت موفق به درمان بسیاری از امراض

مزمن و لاعلاج زنان شده و لذا این یک نسخه نظری و نسیه نیست .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 180


برچسب ها: بیماری زنان , سرطان پستان , عفونت رحم , افسردگی زنان ,
[ بازدید : 6 ]
[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 16:28 ] [ رضا ]

فلسفه حدود آزادي


فلسفه حدود آزادي

آزادی یعنی رھائی از زندان تن خویش و غواصی در دیگران و نه بازی با دیگران . آنچه که حدود آزادی

عمل نامیده می شود که با قواعد و قوانین عرفی و شرعی و اخلاقی و عقلی و جزائی مشخص

شده است ھمان مرزھائی ھستند که اگر از آنھا عبور کنیم براستی به اسارت می افتیم . حدود

آزادی براستی ھمان غایت آزادی ھستند و اگر در ھمان محدوده ھای عملی که داریم ھنوز ھم

احساس آزادی نمی کنیم بدان دلیل است که از ھمان آزادیھای موجود استفاده ای عمیق نمیبریم و

در قشر اعمال خود اسیریم و در روابط خود با دیگران عمیق و متعھد و جدّی نیستیم . فسق در رابطه

ھا قلمرو اسارتھا ھستند . آزادی روح حاصل عشق متعھد است.

احساس آزادی دقیقاً ھمان احساس وجود است و وجود آدمی دارای یک معنا و گوھرۀ عمیق و

باطنی و لامتناھی است و بواسطه کمیّت ھا و مادیت قابل حصول و وصول نیست ھمانطور که مثلاً

ما بواسطه وزن خود وجودمان را دریافت نمی کنیم بلکه با معنائیکه در این مادیت حضور دارد وجود

می یابیم .

آدمی ھر چه که سطح و تنوع اعمال خود را توسعه دھد قشری تر و بی محتواتر شده و بیشتر دچار

قحطی وجود و احساس اسارت و نابودی می شود . یک عمل و تجربه عمیق داشتن بیشتر از صد تا

عمل سطحی به انسان احساس وجود و آزادی میبخشد . شکستن حدود اخلاقیکه حدود وجودی

ھستند آدمی را دچار احساس نابودی ساخته و لذا حریص و افسار گسیخته و دیوانه میکند . تنوع

پرستی و کثرت گرائی بزرگترین دشمن احساس آزادی روح است . آزادی در عمق پدیده ھا حضور

دارد و انسان بواسطه برقراری رابطه ای عمیق با سائر موجودات و بخصوص انسانھا از اسارت تن

خود رھا می شود . عمق در یک رابطه و وفای در آن و عشق به آن و تعھد و تلاش در آن رابطه است

که روح ما را از اسارت تن می رھاند و بما احساس وجود می بخشد . آزادی روح محصول عشق در

یک رابطه است نه بازی با صدھا انسان .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 148


برچسب ها: آزادی , قوانین جزایی , احساس خفقان , محدودیت ,
[ بازدید : 7 ]
[ يکشنبه 21 خرداد 1396 ] [ 19:40 ] [ رضا ]

مفاسد اخلاقی بعد از ازدواج


مفاسد اخلاقی بعد از ازدواج


اکثر جوانان تا قبل از ازدواج براستی عفّت و شرافت و صداقت خود را حفظ می کنند ولی پس از

ازدواج بناگاه به انواع ھرزه گی و مفاسد اخلاقی دچار می شوند . براستی این چه رازی است . چرا

ازدواجھای مدرن بجای پیشگیری از مفاسد اخلاقی خود موجب فساد و تبھکاری می شوند ؟ این نیز

یکی از پدیده ھای واژگون آخرالزمان است .

مشاھده ھمین پدیده اجتماعی خود از علل گریز بسیاری از ازدواج کردن شده است . بخش عمده ای

از زمینه ھای اعتیاد نیز ازدواجھای مدرن می باشد .

برخی از علل چنین پدیده ای را تیتر وار بر می شمریم :

زندگی مشترک را وسیله ای برای اھداف فردی قرار دادن .

ازدواج بعنوان یک جبر و نه نیاز آگاھانه و اختیاری .

تلاش برای برابر سازی تصنّعی حقوق زناشوئی .

فقدان ولایت مردانه به سبب بی ایمانی و لذا مسئولیت ناپذیری .

تکبر زنانه در انکار پذیرش ولایت شوھر در امور دنیوی .

عدم رعایت حقوق اخلاقی و موازین شرعی و عفّت متقابل .

افراط در ناز زن و ناز کشی مرد.

دعوی بیھوده و ناحق عشق مرد به زن و تلاش برای اثبات آن.

حضور رسانه ھای شھوانی در محیط خانواده .

نگاه اقتصادی مرد به زن .

بی غیرتی مرد نسبت به زن تحت عنوان عشق و آزادی و برابری .

عدم معرفت درباره حق ازدواج.

درباره ھر یک از موارد فوق تاکنون مقالاتی ارائه شده است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 36


برچسب ها: فساد اخلاقی , ازدواج , ازدواج مدرن , حقوق زناشویی , عفت ,
[ بازدید : 6 ]
[ شنبه 20 خرداد 1396 ] [ 16:18 ] [ رضا ]

مرگ- درمانی


مرگ- درمانی

پس از معرفت- درمانی که البته ویژۀ عقلاء می باشد که کمیاب ھستند مرگ – درمانی شیوۀ دیگری

است که ھر انسانی اگر بخواھد می تواند از آن برخوردار شود . یک انسان شدیداً بیمار و یا گرفتار اگر

براستی مرگ را در دلش بپذیرد و خود را برای آن آماده سازد چه بسا آن بیماری و یا گرفتاریش

برطرف می شود و یا لااقل عذابش از بین می رود زیرا آنچه که یک بیماری و یا گرفتاری را عذاب آور

می کند که از اصل آن مشکل، شاقه تر است جنگ با آن و عدم باور و تصدیق مرگ یا نابودی حاصل از

آن است .

یکی از اھداف ذاتی ھر بیماری و مشکلی آن است تا انسان را برای مرگ آماده سازد یعنی از

وابستگی به دنیا آزاد نماید پس اگر انسان به این رسالت ذاتی بیماری و گرفتاریش پاسخ گوید و

تسلیمش گردد یا ھر چه زودتر معالجه می شود و یا عذاب روحی حاصل از آن کاھش مییابد و یا ھر

چه سریعتر از دنیا میرود .

مرگ – درمانی یکی از ارکان دین و جنبه ای از دین درمانی است و این است که یاد مرگ یکی از

عبادات و ثوابھای بزرگ است . و در روایات دینی آمده است کسی که ھر روزه مرگ را یاد کند و قبر

خود را متصور شود و یا به زیارت قبور برود عذابھا از وی دور می شوند زیرا اساس ھمه عذابھا حاصل

ترس از شکست و مرگ و نیستی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 167


برچسب ها: مرگ درمانی , ترس از مرگ , زیارت قبور ,
[ بازدید : 6 ]
[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 18:49 ] [ رضا ]

خوش بینی و بد بینی



خوش بینی و بد بینی


خوش بینی انسان در مرحله اوّل زندگی حاصل سطحی نگری و بینش کودکانه و بازیگرانه است و بی
مسئولیتی . انسان بمیزانی که به عمق زندگی وارد نشده خود را عالم و بر آستانه سعادت مییابد و
بواسطه ریای حاکم بر رفتار مردمان نیز ھمگان را زیبا و مھربان و نیکوکار مییابد . ولی ھر چه که بر
تجربه حاصل از مسئولیت و تعمق افزوده می گردد تلخی و تباھی دنیا و اھلش و نیز جھل انسان
درباره خود و مردمان و جھان اضافه می شود و این عرصه بدبینی است. این بدبینی اگر قرین معرفت
نباشد منجر به نفرت و انزجار می شود و کینه جوئی . ولی اگر حق ھر آنچه که ھست و می نماید
درک شود آنگاه عرصه توسل به حق و صبر و ستاری و سکوت است و مھری قھارانه نسبت بخود و
عالمیان .
وقتی انسان ھر امری را از اراده خداوند ببیند صبور می شود و نھایتاً فقط با خدا روبرو میگردد و ھر
شکایتی ھم که دارد به سوی او می برد . این بدبینی حاصل نزدیکی به خدا می شود در حالی که
بدبینی جاھلانه موجب اشد کفر و کینه و جنگ باخدا و خلق است .
حیات دنیوی عرصه بازیچگی بشر است و لذا مولّد بدبینی است چون جز فریب خوردگی حاصلی ندارد
و این فریب محصول دنیای تصنعی آرزوھا و امیال مادی ماست . لذا بدبینی تماماً برخاسته از
بداندیشی چیزی جز ماده پرستی خیالی و آرمانی نیست و اینست که بدبینی منجر به خود بینی می
شود که موجب از دست رفتن اعتماد فرد به خویشتن است . این بی اعتمادی بخود اگر در مجرای
معرفت قرار نگیرد منجر بخود – براندازی جاھلانه و انتقام از خویشتن می گردد و ھمان انواع
خودکشی ھاست که بطور مستقیم و غیر مستقیم رخ می دھد . این بی اعتمادی بخود عذاب سوء
استفاده از دیگران و بد دیدن دیگران و استفاده ابزاری از آنان است .
کسی که از خیر و شر این دنیا بگذرد از قلمرو استھلاک خوش بینی و بد بینی خارج می شود و به
حق بینی می رسد . جھان ھستی بسیار فراتر از منافع و ضررھائی است که از آن توقع داریم . خوش

بینی و بدبینی دو روی سکه دنیا پرستی و ابزاری دیدن دیگران است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 95


برچسب ها: خوش بینی , بدبینی , سوء ظن , مهربانی , بی اعتمادی ,
[ بازدید : 6 ]
[ پنجشنبه 18 خرداد 1396 ] [ 18:34 ] [ رضا ]

چرا نسل جدید از ازدواج می گریزند ؟


چرا نسل جدید از ازدواج می گریزند ؟


عجب است که ھر دختر یا زنی حاضر است مفت و مجانی ھر نوع رابطه ای را با مردان داشته باشد

ولی تا سخن از ازدواج به میان می آید می گریزد . چرا ؟ گریز مردان نسل جدید از ازدواج لااقل توجیه

اقتصادی دارد ولی توجیه زنان در این گریز چیست ؟

گریز زنان مدرن از ازدواج در قبال مردی که آنان را دوست داشته باشد و عاشق باشد دو صد چندان

نیز می باشد . این نسل آنھم پس از سپری نمودن دوران جوانی تازه بفکر ازدواج میافتد آنھم فقط با

مردان احمق و بی عاطفه و خر پول و ھرزه . و بدینگونه است که ھزینه ازدواج و مبلغ مھریه سر به

فلک می زند که دال بر فقدان ھر محبّت و عھد و وفا و انسانیّتی میباشد . این جماعت چون بخوبی

بر ماھیت و نیّت خود در ازدواج واقف ھستند این ارقام نجومی را پیشروی می نھند تا بتوانند بھر

بھانه ای پولی کلان به جیب بزنند و بروند . چه بسا این جماعت اصلاً به قصد طلاق گرفتن ازدواج می

کنند و لذا از ھمان آغاز زندگی به جستجوی بھانه طلاق ھستند . ناگفته پیداست که این مکتب اصالت

ھرزه گی و بیوفائی و بی عھدی و عدم ھر نوع مسئولیت انسانی و اخلاقی میباشد که نام مدرنش

« عشق غیر متعھد »است و نام قدیمی اش ھمان ھرزه گی است و روسپی صفتی . و چون زنان

اینگونه اند، لذا برای مردان ، بھشتی از ھرزه گی و بولھوسی فراھم می آید و آنان ھم انگیزه ازدواج

را از دست می دھند که ھم توجیه اقتصادی دارد و ھم توجیه نفسانی . ولی در این میانه فقط زنان

ھستند که پس از یک دوره کوتاه ھرزه گی بناگاه تمام حیات و ھستی و عزّت انسانی خود را از دست

داده اند و حداکثر موفقیت آنان ورود به جماعت زنان صیغه ای است که روسپی گری شرعی می

باشد .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 51


برچسب ها: فرار از ازدواج , نسل جدید , مهریه نجومی , عشق , روسپی گری ,
[ بازدید : 5 ]
[ چهارشنبه 17 خرداد 1396 ] [ 16:37 ] [ رضا ]