بستن تبلیغات [X]
بی همتا - صفحه 3

آیا اسلام دین جنگ است؟



آیا اسلام دین جنگ است؟


یکی از بزرگترین تھمتھای ناحق به دین اسلام ھمانا جنگ طلبی بوده است و از ناحق و رسوا بودن این

تھمت ھمین بس که جنگ طلب ترین و متجاوزترین افراد و جریانات چنین تھمتی را زده اند یعنی استعمار

غرب و امپریالیزم جھانخوار که حتی آزادی و دموکراسی دروغین خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھدیه

میکنند. در قرآن کریم ھر کجا که سخن از ایمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و این

آیه و معنا در جای جای قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چیست؟ به زبان ساده یعنی عملی که در

سمت صلح با جھان و جھانیان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و کل بشریت بکشاند.

ھمانطور که در عرفان اسلامی ھم انسان کامل انسانی در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر کجای قرآن

ھم که سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند که اول

خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصیحت و مذاکره و سپس با جھاد جنگ

مجبور به صلح نمایند. اسلام دین صلح و اسلام و تسلیم است و ھر کسی با اقرار به شھادتین به آسانی

بر این دین وارد می شود و حتی کسی حق ندارد منویات باطنی او را مورد تفتیش قرار دھد. اسلام حتی

فحاشی به دشمن را در میدان جنگ حرام کرده است. حقوق جنگی و جھادی اسلام نیز یک کرامت و

معجزه ای حیرت آور است. ھمه جنگھای صدر اسلام تدافعی و یا خنثی کننده دسیسه ھای دشمنان و

متجاوزان بوده است. فقط صھیونیست ھا اسلام را دین جنگ می خوانند یعنی کسانیکه حتی کودکان را

با گلوله می زنند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 129


برچسب ها: صلح , انسان کامل , تفتیش عقاید , صهیونیزم ,
[ بازدید : 6 ]
[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 19:47 ] [ رضا ]

آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟


آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟

اگر انقلاب اسلامی ایران بر اصول و موازین حقه خود استوار بماند و در جھان به پیش رود و از مبانی خود

عدول نکند و در قبال وسوسه ھای علمی- فنی- دیپلماتیک به شرک و نفاق نگراید بدون تردید مستمراً

کل جھان اسلام و سپس بشریت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپریالیزم را به انزوا و انحلال خواھد

کشاند. و در این صورت شیطان بزرگ برای بقای خود در جھان و حفظ سیطره جھانی اش بدون تردید نھایتاً

دیوانه شده و دست به حمله ای جھانی بر علیه ایران خواھد زد تا یکبار برای ھمیشه خود را آسوده سازد

و بقای خود را تضمین کند و ریشه حق را بر کند. این ھمان جنگ نھائی بین کفر و دین است که تکلیف

بشر را برای ھمیشه یکسره خواھد نمود و زمینه را برای ظھور جھانی ناجی موعود فراھم خواھد کرد و

چه بسا چنین جنگی با این ظھور مصادف گردد و ناجی موعود با قدرت الھی خود به یاری اھل دین برآید و

بنیاد کفر را بر کند.

بھر حال اگر ایران ھم خدای ناکرده از اصول خود منحرف شود خداوند دین خالص خود را از میان قومی

دگر احیاء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذکور بھرحال رخ خواھد داد و این اجتناب ناپذیر است. بدون تردید

چنین جنگی تمام عیار و جھانی است و کل بشریت را مشمول خواھد شد و ھیچ شباھتی به جنگھای

قبلی در تاریخ نخواھد داشت زیرا جنگ تمام عیار بین کل حق و کل باطل خواھد بود. امیدواریم که ایران

لیاقت این امر را داشته باشد که امّ القرای دین و حقیقت و معرفت و انسانیت در جھان باشد انشاءالله!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 130


برچسب ها: حمله نظامی , شیطان , جنگ جهانی ,
[ بازدید : 7 ]
[ دوشنبه 16 اسفند 1395 ] [ 19:32 ] [ رضا ]

ظهور فاشیزم از قلب برابري


ظهور فاشیزم از قلب برابري

آیا این حیرت آور نیست که مخوفترین فاشیست ھای جھان از بطن فلسفه ھای برابری سربرآورده

اند؟البته سخن بر سر برابری حقوق انسانی واجتماعی نیست بلکه برابری و ھمسان سازی اندیشه و

احساس و عمل و کردار و سلایق و استعدادھا. و فرقی ندارد که فلسفه ھمسانی آدمھا تحت چه عنوان و

آرمانی باشد: سوسیالیزم، ناسیونالیزم، لیبرالیزم وغیره. استالین و ھیتلر و بوش سه نمونه از این سه

نوع برابرسازی ھستند که مبدل به سه دیوانه آدمخوار شدند.

انسانھا دارای حقوق یکسانند مخصوصاً در این حق که مطلقاً برابر نباشند و ھر کسی موجودی منحصر

بفرد خودش و خدایگونه باشد. این حق الھی انسان است و تنھا ویژه گی و تمایز انسان از حیوان تلقی

می شود وبدینگونه جوامع بشری از گله ھای گوسفند متمایز می شوند. ھمه برابری پرستان جھان

عاشق تبدیل انسان به گوسفند می باشند زیرا کل بشریت را ھمچون یک لقمه واحد برای بلعیدن خود

می خواھند.

این ایده برخاسته از طبع جھانخواری وآدمخواری است. انسانھا در فردانیت ویژه خود برابرند. ھمه

دیکتاتورھای تاریخ عاشق ھمسان سازی افراد جامعه بوده اند و در ھر مکان و زمانی متوسل به یک ایده

وآرمان خاصی شده اند که گاه دینی بوده وگاه سیاسی و اقتصادی و فلسفی و امثالھم. و امروزه این

ایده تحت عنوان « دموکراسی »بر کل جھان مسلط شده که فریبکارانه ترین ایده آدمخوارانه است زیرا دم

از حکومت مردم بر مردم می زند. و این یک دجال جھانی است که با استفاده از افسون تکنولوژی و

مصرف پرستی بر مردم جھان سیطره یافته است زیرا تکنولوژی کارگاه ھمسان سازی است.

فاشیزم مدرن فرزند طبیعی تکنولوژِیزم است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 124


برچسب ها: فاشیزم , دموکراسی , برابری , ترامپ ,
[ بازدید : 5 ]
[ يکشنبه 15 اسفند 1395 ] [ 19:30 ] [ رضا ]

دو نوع جنگ و صلح


دو نوع جنگ و صلح


تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و

صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک

تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک

تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.

دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می

جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی

و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در

جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از

این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و

امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ

بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند

ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است

و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا

را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120


برچسب ها: جنگ , صلح , دوستی , دشمنی , جنگ جهانی ,
[ بازدید : 4 ]
[ شنبه 14 اسفند 1395 ] [ 16:08 ] [ رضا ]

تنها راه نجات جامعه ما


تنها راه نجات جامعه ما

به گواه تاریخ، دین خدا و مقدسات از ھیچ جناحی به اندازه نفاق یعنی کفر پنھان در لباس دین، لطمه

نخورده است . بزرگترین فجایع بشری از قلمرو نفاق برخاسته است که حاصل اکراه و ریا و جبر در دین

خداست . ھمه امامان وعارفان بدست رؤسای نفاق به قتل رسیده اند.

آن بخشی از نفاق که تبدیل به نھادھای اجتماعی می شود برخاسته از اکراه و جبری است که از جانب

حکومت تحت عنوان دین به مردم تحمیل می شود و بدینگونه شاھد بروز مؤسسات قرض الحسنه

ھستیم که کانون رباخواری در جامعه ھستند و ظھور محافل فسق و فجوری که بنام مداحی وعزاداری

حسینی و سماع عارفانه نھادینه می شوند که شومن ھا و کاباره ھائی در لباس مقدسات ھستند.

امروزه تنھا راه نجات جامعه ما اجرای ھمه جانبه آیه الکرسی یعنی« لااکراه فی الدین »است. تلاش

برای پنھان ساختن کفر جامعه منجر به ایجاد نفاق می شود ولذا در لباس دین و مقدسات و عبادات

شاھد بروز اشد جنایات می شویم و ھمه اینھا البته به نام اسلام تمام می شود ونھایتاً نظامی را که بر

اسلام بنا شده از بنیاد می پوساند. در معرفت اسلامی ھیچ مصلحتی بنام نفاق نداریم. « نفاق »

بزرگترین مصلحت کفر و ابلیس است.

چنین تلاشھائی جز به پنھان داشتن مرز بین کفر و دین نمی انجامد که ھمه تبھکاران را در این لباس

پوشش میدھد و حمایت می کند. در آیه الکرسی که شاه آیه قرآن نامیده شده ملاک تشخیص رشد و

گمراھی بوضوح معین شده و آن « لا اکراه فی الدین » است که متأسفانه در کشور ما جز به حرف رعایت

نمی شود و بزرگترین قلمرو مفاسد و براندازی دین و مقدسات و نھایتاً خود نظام اسلامی است. بیائید

میکده ھا و اماکن رسمی فساد را افتتاح کنید تا مرز بین کفر و دین آشکار شود تا جوانان ما امکان

تشخیص و انتخاب بیابند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 119


برچسب ها: راه نجات , لا اکراه فی الدین , قرض الحسنه , رباخواری ,
[ بازدید : 4 ]
[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 17:32 ] [ رضا ]

درس اخلاقی هم از غربی ها بیاموزیم




درس اخلاقی هم از غربی ها بیاموزیم

بسیاری از ایدئولوگھا و مبلغان دینی ما معتقدند که غرب ھمه چیزش خوب است الا اندکی اخلاقش بد
است و مخصوصاً حجابش.
حالا که ھمه چیز ما عملاً غربی است با تعارفات و شعارھا وتوجیھات عربی: الگوی پیشرفت و توسعه،
فلسفه علم وتکنولوژِی، دموکراسی و ....... بیائیم کمی ھم از اخلاق نیکوی غربی ھا بیاموزیم : حجاب و
نماز بی ریا، ساده زیستی و لوطی گری و تواضع در روابط اجتماعی، صداقت ھر چند کافرانه در رفتار،
ازدواج بی تکلف و غیر اشرافی و بدون مھریه ھای نجومی، پائین آمدن از خر شیطان ایثار و عشقبازیھای
نمایشی در خانواده و ......
پیامبر اسلام می فرماید : وای بر مسلمانان از روزی که غیر مسلمانان در آداب مسلمانی از آنان سبقت
جویند. موارد اخلاقی مذکور که از اصول عملی دین وتقواست ھمان آدابی است که غیر مسلمانان از ما
پیشی گرفته اند و نه پیشرفت در تکنولوژی. زیرا در ھیچ آیه یا حدیثی به یاد نمی آوریم که فنون از جمله
اصول دین و تقوا بوده باشد بلکه اصول تقوی عبارتند از : صداقت، تواضع، ساده زیستی، قناعت و غیره.
نه نماز و روزه و حج و امثالھم که فروع دین ھستند و بسیاری از ما حتی از علمای دینی اصول و فروع را
عوضی گرفته ایم و این خود یکی از علل واژگونسالاری ارزشھا در جامعه اسلامی است و لذا نه تنھا
اسلامی که برای ما باقی مانده تقلید از غرب بھمراه توجیه عربی این تقلید است. و این مالیخولیائی که
حاصل التقاطی از غرب زدگی وعرب زدگی ماست ما را با تمامیت سنت و مدرنیته به بن بست کشانیده
ودست چپ و راست خود را تشخیص نمی دھیم. آیا اینطور نیست ؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 113


برچسب ها: درس اخلاق , حجاب , پیشرفت , مهریه ,
[ بازدید : 8 ]
[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 15:57 ] [ رضا ]

اُم المسائل مسلمانان جهان



اُم المسائل مسلمانان جهان


مشکل محوری ھمه مسلمانان جھان چیزی جز احساس بی ھویتی و حقارت و بدبختی در قبال تمدن

غرب نیست در قبال علوم و فنون، دموکراسی و لیبرالیزم. این ھمان غرب زدگی است و علت العلل

سلطه پذیری جھان اسلام در قبال غرب. نگوئیم سلطه گری غرب بلکه بگوئیم سلطه پذیری مسلمین.

پس اشکال در مسلمانی ماست. یا اسلام دین عصر نیست و بقول غربی ھا دین جاھلیت عرب است و یا

فھم ما از اسلام بکلی خطاست ودر خطائیم . در ھر دو صورت بایستی از چنین اسلامی دست بشوئیم و

ظاھر و باطن غربی شویم مثل سائر مذاھب و ملل جھان. زیرا در ھر حال کفر به حق نزدیکتر از نفاق

است و ما در نفاقیم و لذا جان می کنیم و در عطش آنیم که مبدل به یکی از ایالات متحده آمریکا شویم.

بیائیم از این نفاق، خالصانه توبه کنیم و از چنین اسلامی نیز مبرا شویم و آنگاه یکبار دگر از چشم و ھوش

و حس و عقل فطری و بومی و ملی خود به اسلام نظری افکنیم. بیائیم قرآن فارسی و اسلام ایرانی را در

یابیم ھمانگونه که امثال مولوی دریافتند ھمانطور که دین موسی در اسارت قوم بنی اسرائیل جان می

کند و می میرد، دین عیسی ھم در اسارت نژاد آنگلوساکسون جان می کند و دین بودا در اسارت نژاد

ھندو، و دین اسلام ھم در اسارت نژاد عرب در حال احتضار است. بیائیم دین خدا را که دین نزادی است از

اسارت نژادھا و نژاد پرستی برھانیم. آنگاه ھمه مذاھب الھی را یکی خواھیم یافت و آن راه عزّت و لذّت و

شرف و صداقت ما با خدا وخودمان است. زیرا زیربنای فرھنگی و روانی غرب زدگی ما ایرانیان ھمان عرب

زدگی ماست. دیالکتیک غرب زده گی و عرب زدگی ھمان دیالکتیک اصطھکاک تن و روح و استھلاک عقل و

دین ماست.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 110


برچسب ها: حقارت , مشکل مسلمانان , اسلام ایرانی , غربزدگی ,
[ بازدید : 5 ]
[ چهارشنبه 11 اسفند 1395 ] [ 19:15 ] [ رضا ]

فلسفه تسلیحات


فلسفه تسلیحات


می دانیم که بابا آدم و نه نه حوای ما دارای دو پسر بنامھای ھابیل و قابیل بودند. ھابیل پسری مؤمن و

رئوف و سخی بود و قابیل ھم پسری متکّبر و خشن و بخیل و جنگجو .

ھر دو بر دختری عاشق شدند و نخستین جنگ آغاز شد و قابیل برادرش ھابیل را به قتل رسانید بواسطه

چماقی تیز که نخستین سلاح بود. بھرحال نسل ھابیل منقطع شد و ما امروزه از نسل قابیلیم. ولی با

اینحال در طول تاریخ آنچه که بر کل بشریت مستولی شد ھویت و فکر ھابیل بود یعنی دین. یعنی باطن

ھابیل باقی ماند و باطن قابیل مغلوب گردید و این غلبه ھمچنان ادامه دارد و نیز آن جنگ. زیرا قابیل قصد

نابودی ھیکل برادرش را نداشت و لذا بلافاصله پیشیمان شد او قصد نابودی فکر برادرش را داشت و

موفق نشد. و کل تاریخ در یک کلام نبرد مھربانی و شقاوت است.

ولی امروزه دیگر اشقیاء سلاح خود را با دست خودشان نمی سازند و بلکه بدست خودشان ھم حمله

نمی کنند بلکه انسانھا بسیار بسیار محترم و ملوسی بنام دانشمند این وظیفه را بر عھده گرفته اند که

در رآکتورھای اتمی و پایگاھھای موشکی مشغول بکارھای مقدسی(؟) ھستند. یعنی آدمھای مھربان و

ملوس ھستند که برای اشقیاء سلاح می سازند شلیک می کنند و میلیونھا نفر را یکجا نابود می سازند.

این امر خود یک معمای شدیداً دیالکتیکی است که فلاسفه بایستی حلش کنند. بگذریم.

آمریکا بمبھای اتمی خود را بر سر ژاپنی ھا ریخت و آنھا را یک شبه مبدل به بزرگترین رقبای علمی – فنی

– مالی خود درجھان ساخت و تنھا کشوری که اصلاً بدھی ندارد. در عوض خود آمریکا امروزه بدھکارترین

کشور دنیاست زیرا بخش عظیمی از بودجه اش را صرف تسلیحات می کند و ژاپن اصلاً ھزینه تسلیحاتی

ندارد.امروزه آمریکا به لحاظ امنیتی نیز نا امن ترین جای جھان شده است و اتفاقاً ژاپن ھم امن ترین کشور

جھان است. آمریکا برای ادامه بقای خود مجبور است بطور تصاعدی بر بودجه نظامی خود بیفزاید و

تسلیحاتی جدیدتر بیافریند و ھمین امر او را در باتلاقی فرو می برد و مرگش را رقم می زند ھمانطور که

صدھا کلاھک ھسته ای نتوانست که شوروی را نجات دھد وبلکه اتفاقاً آنھمه ھزینه ھای تسلیحاتی بود

که آن ابرقدرت را به لحاظ اقتصادی بخاک سیاه نشاند و از درون در ھم شکست وعملاً و عمداً خودکشی

کرد تا بخش عمده بدھی ھایش از طرف غرب بخشوده شود.

درس مذکور بزرگترین عبرت برای جھانیان است و عجب اینکه عبرتی در کار نیست و ھمه کشورھای

گرسنه جھان ھم به دام رقابتھای تسلیحاتی افتاده و بھر قیمتی مشغول تھیه سلاح اتمی ھستند. در

حالیکه کشورھای جھان سوم برای تضمین بقا و امنیت خود نیز جھت در ھم شکستن ابرقدرتھا کافیست

که اصلاً دیناری صرف تسلیحات نکنند. وسوسه مسلح شدن کشورھای جھان سوم بزرگترین دامی است

که ابرقدرتھا برایشان پھن کرده اند.

آدمی بمیزان بی ایمانی اش مسلح می شود و سلاحی که حمل می کند او را به مھلکه می افکند. به

کسی که مسلح نیست ھرگز حمله مسلحانه نمی شود. این واضح ترین درس است که تاریخ بما می

آموزد و نیز ایمان ما. آیا چه کسی این درس را باور دارد؟ آیا موجب پیروزی دین خدا در تاریخ ، تسلیحات

بوده است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 108


برچسب ها: تسلیحات اتمی , هابیل و قابیل , مسابقه تسلیحاتی ,
[ بازدید : 7 ]
[ سه شنبه 10 اسفند 1395 ] [ 19:16 ] [ رضا ]

آخرین وسوسه ابلیس (حمله آمریکا به ایران)


آخرین وسوسه ابلیس(حمله آمریکا به ایران)


ربع قرن است که شیطان بزرگ (آمریکا) در وسوسه حمله به ایران است ولی در درون ھیئت حاکمه پس
پرده خود حمایت کافی ندارد. امروزه حتی استراتژیست ھای واقع بین آمریکا واروپا ھم اعتراف می کنند
که حمله به ایران یعنی پایان عمر آمریکا و لذا آغاز مرگ تمدن غرب درجھان . این حقیقت را حتی کسی
چون بوش ھم می داند ولی اصولاً او و ھمه جھانخواران غربی از وسوسه حمله به ایران به عنوان مھد
ایمان و فرھنگ زنده دینی (تشیع) ، رھائی ندارند. این وسوسه خود کشی ذاتی آنھاست که دست از
سرشان بر نمی دارد. این وسوسه تا زمانی که در ایران بوی ایمان و حق پرستی ھست،ادامه دارد. فقط
در دولت خاتمی بود که این وسوسه تا حدود زیادی در آمریکا فروکش نمود آنھم به دلیل آنھمه چاپلوسی
نسبت به آمریکا تا آن حد که آمریکا بعنوان تمدنی بر اساس دین و حُریّت معرفی شد.
بھرحال این چاپلوسی در آن مرحله شاید یک مصلحت سیاسی بود. لذا حامیان فراوانی در ایران ھم
بھمراه آورد. بھرحال بوش با مجوز شرارت قرار دادن ایران وعراق و افغانستان بعنوان قملرو اسلام
انقلابی شیعی جز نابودی تشیع منظوری ندارد. آن دو را که ویرانه ساخت وفقط ایران بعنوان قلب این
خطر باقی مانده است. خطر حمله به ایران زین بعد تا ظھور ناجی موعود بطور فزاینده ای باقی خواھد
بود. این حمله به ایران وجھان تشیع ھر چه کند برای خود آمریکا و غرب مترادف با خودکشی قطعی و
ابدیست. ولی تاریخ بما آموخته که حقیقت ھر چه که بیشتر موجب تھاجم قرار گیرد قدرتمندتر می شود
حتی اگر تا دم مرگ برود.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص109


برچسب ها: وسوسه ابلیس , حمله آمریکا , فروپاشی آمریکا ,
[ بازدید : 4 ]
[ دوشنبه 9 اسفند 1395 ] [ 14:46 ] [ رضا ]

ظلم چیست؟


ظلم چیست؟


ظلم یعنی به ظلمت افکندن و ایجاد تاریکی و گمراھی نمودن و موجب فریب شدن . پس ظلم به ھر
صورتی ممکن است رخ دھد و ھیچ فرم خاصی ندارد . ظلم سیاسی یا اقتصادی فقط یکی از صور ظلم
است و عیان ترین آنھاست . ظلم شناسی معرفتی عظیم و دقتّی بس عمیق می طلبد . چه بسا خدمات و
الطافی که در حقیقت ظلم ھستند . شیطانی ترین ظلم ھا را بایستی در لباس خدمت و عواطف جستجو
نمود .
بنیاد ھر ظلمی دروغ و ریا کاری می باشد زیرا موجب به ظلمت انداختن و فریب است . رگ و ریشه ھای
ظلم در ھر جامعه ای در خانواده ھا پدید می آید و جامعه ای را ظالم و ظلم پذیر می کند . کارخانه پنھان
ظلم در رابطه آدم و حوائی قرار دارد . ظلم ھای حکومتی بسیار آشکارند و ھر که نخواھد می تواند آنرا
نپذیرد ولی رھائی از ظلم پنھان و نامرئی و عاطفی حاکم بر خانواده ھا کاری عظیم است و محتاج معرفت
وایمان و جھاد کبیری می باشد . کسی که ریشه این ظلم را در خانه خود براندازد از خاندان خود برانداخته
است و چنین کسی قادر است که ظلم حکّام را گردن ننھد و بلکه با ان مبارزه کند . ریشه ستم در
خانوادھاست . و اینست که ما در این نشریه بخش مھمی از مقالات را به بررسی ستم ھای نھان در
اندرون خانه ھا اختصاص داده ایم . ظلم را بایستی در نطفه شناخت و بر انداخت . اگر در یک خانه ظلم بر
افتد در یک جامعه ریشه ظلم برکنده شده است . یک خانوادۀ عادل می تواند منبع عدالت جھانی باشد
مثل خانه علی و فاطمه .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص104


برچسب ها: ظلم , مشکلات عاطفی , مبارزه با ظلم ,
[ بازدید : 5 ]
[ يکشنبه 8 اسفند 1395 ] [ 19:15 ] [ رضا ]