بستن تبلیغات [X]
بی همتا - صفحه 4

افسوس ز عشق بی عرفان


افسوس ز عشق بی عرفان


ما شرقی ھا و دو صد چندان ایرانی ھا بی عشق یک شبه سر از دیوانه خانه در می آوریم. در جوامع ما
ھر چه تباه شده در خیابان و زندان و بیمارستان و تیمارستان ھست تباه شده بی عشقی و یا ناکامی و از
دست داده گی عشق است. در حالیکه در جوامع دیگر وضع به این شدت نیست و تباه شدگان آنان عمدتاً
قربانی فقر اقتصادی ھستند. ولی ما شکم گرسنه را تاب می آوریم ولی دل تھی شده را نه. این قدرت و
شدت از عشق در ما ایرانیان با مذھب تشیع به اوج کمال رسیده و مبدل به آفتاب تابناکی چون مولانا و
حافظ و عطار و بابا طاھر و دیگران شده است. و لذا ھنوز ھم در عصر پرستش بتن و آھن و برق و بوق،
دل ھر ایرانی به یاد محمد وعلی و فاطمه و حسن و حسین به ناگاه تبدیل به دریای خون جوشان میشود
و سر به بیابان می نھد و با مشت و زنجیر و قمه بجان خود می افتد. ولی بقول دکتر شریعتی اینھمه
عشق جوشان و خروشان بدون معرفت چه فایده که چون اتوموبیلی قدرتمند در بیابان سرگردان بدور
خودش می چرخد و به ھیچ راھی نمی رود و در پایان ھر دوره ای دوباره در اطراف گوساله ھای سامری
به پرستش در می آید و از عشق خود به ندامت می رسد و لذا ھر دورانی از تاریخ ما مواجه با نوعی
کفری مخوف می شود و مستلزم یک انقلاب خونین می گردد واین دور باطل را پایانی نیست.
اگر این عشق مسلح به عقل و عرفان می شد ما شاه جھان می بودیم و الگوی رستگاری جھانیان.ولی
بدبختی بدتر از این آن است که بسیاری از سران دین و ایمان ما بطرزی جنون آمیز با معرفت دینی عداوت
دارند و گویا آنرا دشمن ایمان میدانند و این است راز ھمه بدبختی ھا. و اینگونه است که مکتب عشق
و ایمان در نزد ما مترادف با مکتب اصالت حماقت و نفھمی شده است و این امر در قلوب خانواده ھای ما
ریشه دوانیده و میرود که اصل ایمان و عشق ما را ھم بخشکاند. و آنگاه ما ھم مثل برخی ملل آسیای
میانه و آمریکای لاتین بایستی به زنده ساختن اسطوره ھای ملی و افسانه ھا بپردازیم تا اندکی احساس
ھویت کنیم. آیا عارف کشی در فرھنگ و تاریخ ما را علاجی نیست؟

آیا ھمواره بایستی عارفان کشته را بپرستیم ؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 266



برچسب ها: عشق , عرفان , فرهنگ شرقی , گوساله سامری ,
[ بازدید : 9 ]
[ چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ] [ 15:43 ] [ رضا ]

ظلمت عادات فرهنگی (مسئله حجاب)



ظلمت عادات فرهنگی

(مسئله حجاب)


در ھر قومی برخی از پدیده ھای فرھنگی صاحب شعور و اراده اند و این بخش خلاق و زنده یک فرھنگ
است و آن وجھی از ھویت آن قوم است که بر اساس معرفت و اختیار پدید آمده است. ولی برخی دگر از
پدیده ھا و نمادھای فرھنگی در ھر قومی، عادات فرھنگی ھستند و این بخش از فرھنگ جنبه کور و
ظلمانی و مخدّر و فلاکت بار فرھنگ است و ذاتاً پدیده ھائی ریائی و منافقانه اند زیرا بر اساس زور
خانواده ھا یا حکومتھا پدید آمده اند و لذا تا به آخر ھم جز بواسطه زور و تھدید استمرار نمی یابند. این
وجوه فرھنگی در یک شرایط یا جغرافیای دیگری بناگاه محو می گردد و امحای این جنبه از فرھنگ چون
به ناگاه صورت می گیرد بغایت مخرب و نا امن کننده سرنوشت یک فرد یا جامعه است. عادتھای فرھنگی
قلمرو کرختی و بیھوده گی یک فرھنگ است. مسئله حجاب زنان در جامعه ما در حدود نیم قرن اخیر یکی
از پدیده ھای کور و ظلمانی فرھنگ ما بوده و یک عادت فرھنگی محسوب می شود و لذا ھمواره یکی از
کانونھای جبر و ریا و نفاق و ظلمت و گمراھی جامعه ما بوده است. در دوران قبل از انقلاب نھضت جبارانه
« کشف حجاب »رضاشاھی و بعد از انقلاب ھم بواسطه « حجاب انقلابی »این مسئله تا به امروز بصورت
یک عقده و غده فرھنگی در جامعه ما مبدل به یکی از چالشھا و منازعات کاھنده درخانواده ھا و کل
جامعه ما شده است و متأسفانه تا به امروز ادامه دارد و یکی از زمینه ھای اصلی بسیاری از مفاسد و
بدبختی ھاست و علاوه براین مرز بین کفر و ایمان را در زنان ما مخدوش کرده و به نفاق افکنده است.

که موجب سوء استفاده ھای ھولناکی در درون جامعه و نیز در خارج از کشور بر علیه انقلاب بوده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 265



برچسب ها: حجاب اجباری , فرهنگ , کشف حجاب , مفاسد اجتماعی ,
[ بازدید : 7 ]
[ سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ] [ 17:20 ] [ رضا ]

صد رحمت به تریاك



صد رحمت به تریاك

آیا براستی اینھمه ھیاھو و بسیج و مبارزه ملی سی ساله بر علیه تریاک که نتیجه ای معکوس ھم ببار
آورده است و اینھمه ھزینه ھای میلیاردی و تلفات جانی و ناامنی ترابری برای مردم چرا کسی فکری
بحال این ھمه داروھای روان گردان در جامعه نمی کند که از سیگار ھم فراوانتر و ارزانتر و ھزاران بار
مھلکتر از ھروئین است .
تریاک و مشتقاتش در مصرف بلند مدت تن را تباه می کند ولی این روان گردانھا حتّی با مصرف یکبار مغز و
وجدان و اراده فرد را تخریب نموده و گاه بطور جبران ناپذیری موجب نابودی روان یک انسان میشود. این
ضایعه چنان غیر قابل علاج است که براستی باید گفت: صد رحمت به تریاک!
سال ١٣٦٢ در یک تحقیق به سازمان صدا و سیما گفتم که آمار اعتیاد به تریاک و ھروئین در کشور چند
برابر آن چیزی است که می پندارند . این تحقیق ضمیمه پرونده ای بر علیه نظام شد و ما ھم مرخص
شدیم . در سال ١٣٥٧ مجدداً بواسطه تحقیقی به مسئولین کشور گزارش دادم که جامعه پزشکی ما
روی به تبھکاری دارد و بزودی مردم ما مبدّل به رنجورترین مردم جھان می شوند . این گزارش نیز ضمیمه
ھمان پرونده بنده شد. چند سال بعد به مسئولین گزارشی مفصل دادم که کشور بسوی نفاق میرود که
این ھم بر حجم پرونده ام افزود و خانه نشین شدم . و اینک اعلام می کنم که نسل جوان ما بسوی انھدام
شعور و وجدان می رود تا دیرتر نشده فکری بحال این روان گردانھای قاچاقی و داروئی نمائید که ھمه
مردم مثل نقل و نبات می بلعند تا شاد و شنگول باشند.
این کمترین کاریست که یک مسلمان می تواند کرد و باید کرد: امر به معروف و نھی از منکر به قیمت
ساقط شدن از حیات اجتماعی و اقتصادی و علمی و فرھنگی و .....

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 261



برچسب ها: مواد مخدر , تریاک , داروی روان گردان , آمار اعتیاد ,
[ بازدید : 5 ]
[ سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ] [ 17:10 ] [ رضا ]

فلسفه رنج


فلسفه رنج

ھر درد و رنج و گرفتاری و عذاب مادی و معنوی و عاطفی بشر انگیزه ای برای فھمی برتر است و در واقع
جز برانگیختن قوۀ ادراک رسالت دیگری ندارند .
پس حماقتی برتر از این نیست که آدمی بجای تفکّر و تأمل و تعمق در ریشه ھا و علل رنجھایش بلافاصله
مترصد تسکین و علاجش شود و لذا ھمه راه حلھا و درمانگریھای بشری منجر به لاینحل تر شدن مسائل و
عمیقتر شدن عذابھا می شوند زیرا علاج ھر درد و رنجی در معرفت دربارۀ آنھاست و بقول علی (ع)
« دوزخی جز بی معرفتی نیست. »
اگر انسان تنھا حیوان رنجور جھان است بدان دلیل است که فلسفه وجودی انسان بر معرفت است و
انسان خلق نشده الا اینکه علت و معنا و اسرار ھستی خود را فھم کند و نھایتاً خالق خود را بشناسد و
بپرستد و با او دوستی نماید .
بنابراین ھر که رنجورتر و گرفتارتر است بیشتر مدنظر پروردگار است و لیاقت بیشتری برای کسب معرفت
دارد و امر به عرفان و خودشناسی و خداشناسی می شود . لذا برای اھل ایمان و معرفت ، کفری برتر از
علاج مادی و صوری رنجھا و گرفتاریھا نیست بخصوص رنجھای عاطفی که عرصه تنھائی ھستند و وای بر
کسی که از تنھائی بگریزد زیرا پروردگار در قلمرو تنھائی به انتظار انسان است . تنھائی صراط المستقیم
بین خود و خداست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 260


برچسب ها: رنج , عذاب , تسکین درد , تنهایی ,
[ بازدید : 6 ]
[ دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ] [ 15:38 ] [ رضا ]

کسیکه میخواهد همه دوستش بدارند


کسیکه میخواهد همه دوستش بدارند


خود فروشی علت العلل گمراھی و خسران بشر است که در قرآن کریم نیز مذکور است الا اینکه آدمی

خود را به خدا معامله کند که این بھترین تجارت است . و امّا چرا آدمی خود را بھر کسی می فروشد ؟
برای اینکه ھمه دوستش بدارند و او را نیکو دارند و بپرستند . پس خود پرستی اساس خود فروشی بشر
است . کسی که میخواھد ھمه او را خوب بدانند و ھیچکس از او ناراحت نباشد و ھمه به او لبخند بزنند و
بستایند راھی جز خود فروشی در ھر رابطه ای ندارد و این ھمان راه گمراھی است .
در واقع آنچه که مردم داری و آبروپرستی نامیده می شود بیان دیگری از تقدیس خودپرستی و خود
فروشی است . در واقع خود فروشی نتیجه منطقی و عذاب حاصل از خود پرستی و غایت کبر و غرور است
.
علی (ع) می فرماید: «ای فرزند آدم آنچه که از نفس خود به دیگران می فروشی ھرگز جبرانی برایش
نخواھی یافت.» در قرآن نیز می خوانیم که «خود را مفروشید که کافر می شوید »
و عاقبت این خود فروشی که حاصل خود پرستی است ھمانا نفرت عمومی می باشد. کسی که می
خواھد ھمه او را دوست بدارند به نفرت ھمگانی مبتلا می شود و خود نیز به عداوت با ھمه می رسد .
خود فروشی ھمان روح فروشی است و لذا به ھلاکت می انجامد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 259


برچسب ها: محبوب بودن , علت گمراهی , خودفروشی , خودخواهی , غرور ,
[ بازدید : 4 ]
[ يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ] [ 16:36 ] [ رضا ]

گزارشی از فرهنگ و سلامت در کشور ما



گزارشی از فرهنگ و سلامت در کشور ما


طبق آمار رسمی جامعه ما به لحاظ مصرف دارو مقام اول را در جھان داراست یعنی که رنجورترین ملت
دنیاست . و نیز اینکه بی مطالعه ترین ملت دنیاست و لذا شمارگان چاپ کتاب در کشور ما امروزه به حدود
ھزار جلد تنزل یافته است و این به معنای صفر است زیرا این ھزار جلد ھم تعدادی به کتابخانه ھای
عمومی ارسال می شود و ما بقی به آشنایان نویسنده ھدیه داده می شود . حدود پنجاه سال پیش
شمارگان چاپ کتاب در کشورمان حدود دو ھزار جلد بود آنگاه که جمعیت کشور ما حدود ١٧ میلیون نفر
بود و نود درصد مردم ھم بیسواد بودند و در کل کشور فقط یک دانشگاه بود . امروزه فقط بر حسب رشد
آماری جمعیت و تعداد با سوادان و دانشگاھھا بایستی شمارگان کتاب در کشورمان بالای صد ھزار جلد
باشد .
رشد مصرف دارو تا سر حد رکورد جھانی و تنزل مرگبار شمارگان کتاب تا سر حد صفر دال بر نابودی
فرھنگ و فکر و عقل و ایمان است که موجب رشد روزافزون مصرف داروست که دال بر تباھی تن و روان
است .
در واقع ما امروزه بی فکرترین و کم عقل ترین و بی فرھنگ ترین و لذا بیمارترین و دیوانه ترین ملت جھان
ھستیم ھر چند که مشغول پیوند سلولی و غنی سازی اورانیوم می باشیم و شبانه روز نماز میخوانیم
و خیرات می دھیم و اشعار عاشقانه می سرائیم و کوس اناالحق می زنیم و دعوی نجات بشریت داریم .
رشد بیماری دال بر کاھش و نابودی دین و عقل و اسلام به مثابه سرچشمه سلامتی است. این وضعیت

را به مردم ایران تسلیت و به دشمنان این ملت تبریک عرض می کنیم .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 257



برچسب ها: نرخ بهداشت , نرخ مطالعه , تیراژ چاپ کتاب , سرانه مطالعه ,
[ بازدید : 4 ]
[ شنبه 2 ارديبهشت 1396 ] [ 15:44 ] [ رضا ]

آیا میتوان آدم بود ؟


آیا میتوان آدم بود ؟


آدم بودن مقامی فراسوی مرد یا زن بودن است . آدم بودن ، حامل روح خدا و اسمای الھی و خلیفه خدا بر
روی زمین بودن است : پاک بودن، خیر خواه ھمه بودن ، سخی بودن ، با معرفت بودن ، اھل محبت بودن ،
غیور و عزیز بودن ، بی نیاز و دلیر بودن، لطیف و فھیم بودن و صادق و با وفا بودن و ......
آیا براستی دیگر دورۀ آدمیت سپری شده است و صدق و وفا و مھر و عزّت و عصمت ناممکن شده است ؟
آیا صادق و وفادار و عاقل بودن مترادف با خودکشی و نابودی است ؟
آیا راھی جز ھرزه گی و ریا و خیانت و خود فروشی باقی نمانده است ؟
آیا انسانیت فقط نقشی برای سینما است آنھم سینمائی که محکوم به ورشکستگی می باشد ؟
براستی امروزه آدم کیست ؟ چه کسی روح آدمیت را از پدرمان حضرت آدم به ارث برده است ؟ آیا امروزه
« وارث آدم » چه کسی است ؟
چنین کسی در ھر کجا که باشد ھمو امام زمان و مکان خویش است بی ھیچ شمشیر و اسب سفید و
عصای موسی و معجزاتی دگر !؟

آدم بودن بسیار سخت تر از ناجی بودن است . ناجی بودن ھمان آدم بودن است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 257



برچسب ها: آدم بودن , خلیفه خدا , خیانت , خودفروشی ,
[ بازدید : 6 ]
[ جمعه 1 ارديبهشت 1396 ] [ 17:21 ] [ رضا ]

بتهاي مدرن


بتهاي مدرن


عصر مدرنیزم عصر بت پرستی ھای متنوع و مستمر و بلاوقفه و جھانی است. چرا که « مد» در فرھنگ
لاتین ھمان بت است . اگر بت پرستان عھد عتیق سالی چند بار در مراسمی و یا بواسطه نیازی به نزد بت
قبیله خود می رفتند و آنرا می پرستیدند امروزه شبانه روز آدمھا مشغول پرستش دھھا بت ھستند :
دکوراسیون خانه ، اشیای زینتی ، مبلمان ، تلویزیون ، کامپیوتر ، موبایل، اتومبیل و انواع مد لباس. این بت
ھا نیز دائماً از طریق رسانه ھا تزیین و تبلیغ می شوند و وسوسه پرستش را در مردمان تشدید می
کنند . امروزه ھر کالائی قبل از آنکه قابل مصرف باشد قابل پرستش است . ھر چیزی نخست باید
پرستیده شود و سپس مصرف گردد . مصرف به قصد پرستش است . مدرن بودن یعنی پرستش این بت
ھائی که ھر روزه به بازار می آیند . این کالاھا برآورنده نیازھای دنیوی بشر مدرن نیستند بلکه روح و روان
او را تسخیر نموده و او را به تملّک خود می آورند . و این ھمان واقعۀ مالیخولیای عصر جدید است که
انسانھا را تبدیل به اشیائی متحرک و دیوانه نموده است . و اینست که مثلاً کسی که پشت فرمان
اتوموبیل خود نشسته است فرمانده اتوموبیل نیست بلکه اتوموبیل است که او را میراند . آنکه در مقابل
تلویزیون یا کامپیوتر ھم می نشیند در کنترل آن است . و این حاکمیت و سلطه بت ھا بر ارواح بشر است.
و این معنای تکنولوژیزم یا مذھب تکنولوژی پرستی است . در اینجا تکنولوژی بر جای خود قرار گرفته و
سرنوشت بشر را در دست دارد و لذا امروزه شاھدیم که ھمه وقایعی که سرنوشت افراد و جوامع و
حکومتھا و ابرقدرتھا را تعیین می کند از بطن تکنولوژی رخ می نماید و ابر قدرت واقعی ھمان کارخانه

مدرنیزم یعنی تکنولوژی است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 255


برچسب ها: مد روز , بت پرستی مدرن , دکوراسیون , موبایل , تبلیغ کالا ,
[ بازدید : 5 ]
[ پنجشنبه 31 فروردين 1396 ] [ 17:53 ] [ رضا ]

رهائی از جبر سرنوشت



رهائی از جبر سرنوشت


ضرب المثلی داریم که می گوید : فرزندان مکافات اعمال پدران خود را می پردازند این باور به لحاظ بیان
علمی ھمان است که امروزه ژنتیک نامیده می شود و یا علم وراثت . این باور بھمان میزان که راست
است نیست. آنچه که جبر سرنوشت نامیده می شود به لحاظی چیزی جز اسارت نژاد و وراثت آباء و
اجداد نیست .
در قرآن کریم پیروی از سنت پدارن ھمان روش کفر است . پس ابتلای به سرنوشت پدران و ادامه طبیعی
سرنوشت آنان بودن و گاه عذاب راه و روش غلط آنان را کشیدن ھمان راه کفر است و عذاب حاصلی از
این راه.
و اما راه دین به یک کلام چیزی جز راه و روش رھائی از جبر نژاد و ژنتیک و وراثت نیست. نبرد انبیای الھی
فقط راه و روش فائق آمدن بر این جبر است . و اینکه ابراھیم (ع) را پدر ایمان و رستگاری میدانیم در کل
زندگیش جز نبرد با نژاد را شاھد نیستیم که از دو جانب یعنی از پس و پیش ( پدر و فرزند ) رخ مینماید
: نبرد با پرستش راه پدر و عاطفه و عشق به پسر که تداوم راه اجداد است . پدر پرستی و فرزند پرستی
دو روی سکه نژاد پرستی است و اسارت ژن . پس کل دین خدا فقط برای رھائی اراده و اختیار و
سرنوشت فرد از اسارت وراثت ھاست . و این ھمان راه رسیدن به ھویت فردی و انسانی است . زیرا
انسان اسیر نژاد ھمان اسیر ژن است . در قرآن مردم پرستی ( ناس) در نقطه مقابل دین و رستگاری
است. زیرا« ناس » یک موجود بی اراده و بازیچه سرنوشت تاریخی – نژادی است و تا انسان از اسارت
« خود » رھا نشود نیست یعنی انسان نیست . نژاد پرستی و ژن پرستی امری واحد است که در آن
سیمای مردم پرستی خودنمائی می کند . انسان یا ژنتیکی و نژادی است که بیخود است و یا یگانه و

نزادی است و خود است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص252



برچسب ها: سرنوشت , تقلید , علم ژنتیک , مردم پرستی ,
[ بازدید : 3 ]
[ چهارشنبه 30 فروردين 1396 ] [ 15:54 ] [ رضا ]

آیا ظالم سالم است؟



آیا ظالم سالم است؟


این ضرب المثل در فرھنگ ما یکی از نمادھای کفر و نفاق آشکار و جنگی علنی بر علیه دین و معارف
انسانی است که ستم و گناه را تقدیس می کند .
ما با تجربه درمانگری خود که به اعماق پنھان و پس پرده ھزاران زندگی وارد شده ایم به باطل و دروغ
بودن این شعار رسیده ایم که « ظالم ،سالم است ».
آنچه که مردم را به چنین باور کذائی و کافرانه و ظالمانه می رساند نگاه قشری و ریائی آنان به زندگی
دیگران است . گوئی ھر که بیشتر می خورد و می خندد و می رقصد خوشبخت تر است .درحالیکه اتفاقاً
آنانکه متشنج تر و معذبترند بیشتر تظاھر به خوشی و شادی می کنند تا مردم را بفریبند و به دام خود
اندازند و به مفاسد خود مبتلا سازند . ھیچ آدم ثروتمندی که باری بھر طریق ثروت اندوخته و قدرتھای
نمایشی دنیوی تدارک دیده است در واقعیت پنھان زندگیش لحظه ای آرام و قرار وشادی و نشاط و امید و
عزّت و لذّتی ندارد. ھیچ تبھکاری از زندگیش لذّتی نمی برد و بھره ای از عزّت و افتخار ندارد و غرق در ذلّت
و جان کندن است و تأتر خوشبختی و عزّت و افتخار فقط در مقابل نگاه کسانی است که میخواھد آنان را
ھم به عذاب خود بکشاند و شریک جرم خود سازد . ھیچ آدم زورگو و ریاکار و متکّبر و حرام خوار لحظه ای
خوشی ندارد و ھر چه که دارد ھیزم جھنم او در ھمین دنیاست . در اتوموبیل ھای گرانقیمت و کاخھای
مرمرین و لباسھای فاخر و جواھرات ھیچ کس لذّت و نشاطی ندارد . اگر چنین باشد کل دین و معرفت

دروغ است که نیست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص252



برچسب ها: زندگی ثروتمندان , شادی و نشاط , آرامش , فریب ,
[ بازدید : 4 ]
[ سه شنبه 29 فروردين 1396 ] [ 16:28 ] [ رضا ]