بستن تبلیغات [X]
بی همتا - صفحه 5

خبر بزرگ!! ایران برآستانه هزاره سوم (گزارشی از آخرین وضعیت بشري)


خبر بزرگ!!

ایران برآستانه هزاره سوم
(گزارشی از آخرین وضعیت بشري)

آیا قرن بیستم یعنی آخرین سده ھزاره دوم میلادی چگونه قرنی بود ؟
به بیانی دقیقتر آیا ھزاره دوم چگونه ھزاره ای بود و این تمدن حاکم بر جھان مدرن ما که دارای عمر تقریباً
دو ھزار ساله است چگونه تمدنی است ؟و آیا این تمدن در سرآغاز ھزاره سوم خویش در کدام مرحله از
تکامل و عمر تاریخی خویش قرار گرفته است ؟ و نھایتاً آیا بشریت مدرن امروزه در چه موقعیت تاریخی
قرار دارد ؟ آیا انسان مدرن دارای ھیچ خودآگاھی تاریخی ھست ؟
بی تردید تمدن حاکم بر جھان مدرن و آنچه که مدرنیزم جھانی نامیده می شود که ھمان تمدن
تکنولوژیست است یک تمدن کاملاً غربی و اروپائی است که در ھر منطقه از جھان دارای رنگ و لعاب
فرھنگی خاص خویش است که این رنگ و لعابھا ھم بسرعت در حال بیرنگ شدن است و براستی تا دو
دھه دیگر ھمه اختلافھا و نبردھای فرھنگی و دینی و ملی ھم از میان می رود و شاھد جھانی کاملاً
تکنولوژیست – امپریالیست خواھیم بود که حتی ملیتھا را ھم در خود حل نموده و حداکثر چند اتحادیه
بزرگ اقتصادی – سیاسی – نظامی ارکان اقتدار جھانی و چالشھایش خواھد بود . که زیر پوست این
جھان تماماً تکنولوژیست شبکه ھای زنجیره ای از نبردھای چریکی (تروریستی) برعلیه این نظام واحد
جھانی مشغول تخریب و کشتار خواھد بود که ماھیت آنھم اساساً مذھبی خواھد بود که نماینده توده
ھای میلیاردی تحت ستم و مستضعف در سراسر جھان است که بدون شک سرچشمه ھای عقیدتی آن
دین اسلام است . جریاناتی شبیه بن لادن در وسعتی جھانی .
این نبرد ملتھا بر علیه دولتھاست که نبردی بر علیه تمدن جھانی غرب است . این نبرد مذھب برعلیه کفر
است . نبرد طبیعت بر علیه تکنولوژی . نبرد پاکی بر علیه فسادی که زمین و آسمان را در بر گرفته است.
نبرد سلامتی بر علیه منشأ بیماریھا که کل این تمدن مدرن است . نبرد اخلاق بر علیه نیھیلیزم . نبرد
فطرت بر علیه شیطنت . نبرد معنویت بر علیه مادیگری . نبرد عقل بر علیه علم . نبرد عدالت بر علیه ستم .
نبرد حقیقت بر علیه لیبرالیزم . نبرد محبت بر علیه شقاوت . نبرد مسئولیت بر علیه قساوت و بی تفاوتی.
نبرد روح بر علیه تن پرستی . نبرد بر علیه رادیواکتیو و ایدز و اعتیاد و خودکشی . و ھمه این نبردھا ،
نبردی واحد است بر علیه دشمنی واحد که کل این تمدن مدرنیزم و حامیانش در سراسر جھان است که
نمایندگانش دولتھای ملی و اتحادیه ھای بین المللی ھستند .
این ، آن آخرین وضعیت جھانی انسان تا چند دھه آینده است که ھم اکنون ھم نشانه ھایش یکی بعد از
دیگری آشکار شده است . این ھمان وضع آخرالزمانی است که خود این تمدن آخرالزمانی در ذاتش دچار
خود براندازی عمدی و سھوی و آگاه و ناآگاه شده است . ایدز و اعتیاد و خودکشی و تشعشعات
رادیواکتیو و انواع امراض لاعلاج و مھلک جسمی و روانی و اجتماعی و مفاسد محیط زیست نمونه ھائی
از خود براندازی سھوی است و نبردھای جریانات تروریستی ھم جنبه ای از خودبراندازی عمدی و آگاھانه
است که تبدیل به جریانی جھانی می شود و در قلوب ملل جھان راه می یابد و از شرق تا غرب جھان
پایگاھھای عملیات می یابد که محور عملیاتش ھمان انتحار و استشھاد خواھد بود . در واقع کل جھان و
بشریت به لحاظ فکری و روانی و ھویتی به دو جناح موافق و مخالف وضع موجود در می آید که
موافقانش اتحادیه ھای جھانی و دول ھستند و مخالفانش ھم جریان تروریستی (انتحاری) و اکثریت توده
بشری است .
این وضعیت مذکور کاملاً در حال وقوع است و پدیده ای غیب بینانه نیست .
آیا در چنین وضعی مرگبار که کل بشریت با تمامیت موجودیت خود در تضاد افتاده و دیوانه گشته است که
مرگ را تنھا راه نجات می یابد آیا جھان اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شیعیان و ایرانیان و جمھوری
اسلامی چه می کند و در چه موقعیتی است ؟ آیا برای چنین روزی که بسیار نزدیک است ھیچ برنامه ای
داریم ؟ در چنین روزی که ھمه علائم قیامت ھم یکی پس از دیگری رخ نموده و خواھد نمود جز دین خدا و
خاصه اسلام و تشیع ھیچ فکر نجاتی نیست و در واقع جز خدا ھیچ پناھی نیست : ناجی موعود!
این بحران مالی در جھان که از غرب آغاز شده بی شک خیلی سریع جھانگیر می شود و متعاقب آن
بحرانھای نوینی سر بر می آورد و ھمه دیگر بحرانھای موجود ھم دو صد چندان شدیدتر فعال می گردد و
براستی جھانی بر آستانه قیامت خواھیم داشت .
آیا برای چنین روزی بسیار نزدیک ما مسلمانان و ایرانیان ھیچ برنامه ای و فکری داریم ؟
بی تردید آن جریانات مبارزاتی و انتحاری و ضد استکباری در سراسر جھان ھمان بستر ظھور ناجی موعود
است که مسلماً در درجه اول مسلمانان و شیعیان را مخاطب قرار می دھد و طلب میجوید . آیا براستی
در آنروز کسی ھست که لبیک گوید ؟
ما بعنوان مسلمان و شیعه و اصولاً ملتی اھل دین تا چه حدی در آنروز عظیم قابلیت یاری ناجی را داریم ؟
آیا در آنروز خود ما در کجای این فلاکت جھانی قرار داریم ؟ آیا ما سالمتر و ایمن تریم یا بدتریم ؟ آیا تا آنروز
از ایمان و مسلمانی ما چیزی باقی مانده یا ھمین دین مشرکانه و منافقانه و مذبذب ما ھم بر باد زمانه
رفته است و ظاھر و باطن با بقیه جھان ھمسان شده ایم ؟ آیا براستی مسئولین و رھبران و متفکران
کشور ما ھیچ به فکر چنین روزی که به یقین و بسرعت در حال آمدن است ھستند؟ اگر ھستند پس باید
مردم را و مسلمانان را ھم بیدار کنند تا آماده و مھیا شوند چون ما عملاً در چنین روزی قرار داریم و این
ھمان روز پنجاه ھزار ساله است که بر مرحله عطفی از آن وارد شده ایم و درسراشیبی بسیار تندی قرار
گرفته ایم . این یک شیب جھانی و تاریخی و ماوراء طبیعی است بھمان شدت که طبیعی و بشری و
اقتصادی و تکنولوژیکی و سیاسی و تسلیحاتی است .
رویاروئی با چنین وضعی چیزی مترادف با مواجه شدن با یک زلزله ده ریشتری پیش بینی شده و بدیھی
است و آماده سازی ھمه جانبه برای آن . پس یک برنامه حداقل ملی و تمام عیار را میطلبد . ھر چند که
چنین وضعیتی مسلماً بھمراه حوادث غیر مترقبه طبیعی ھمچون زلزله و طوفان و سونامی ھا و قحطی
ھا ھم خواھد بود که در این چند دھه در سراسر جھان شاھدش بوده ایم .
ما ھم اینک ھم اگر چشمان خود را بگشائیم در روز واقعه قرار داریم یعنی پیش لرزه ھای پیاپی آن در این
دو دھه اخیر از ھمه سو خودنمائی کرده است .
آیا براستی رھبران ملتھا و قدرتھا برای چنین روزی فکری اندیشیده اند ؟ یا فقط به فکر منافع زودگذر
١٠ ساله کورشان کرده است و جلوتر از نوک دماغ – خویشند و برنامه ھای انتخاباتی و ... پروژه ھای ۵
خود را نمی بینند .
شواھد نشان می دھد که مردم عادی و عامی در سراسر جھان ھشیارتر از رھبران و دولتمردان خویشند
و آنھائی که به اصطلاح استراتژیست و ایدئولوگ نامیده می شوند عموماً در خوابند .
ما مسلمانان و خاصه شیعیان دو صد چندان مسئولتریم زیرا آگاھتریم زیرا صدھا روایت و حدیث درباره
چنین روزی از نزد امامان و رسول و قرآن بما رسیده است که بسیاری از آنھا بارز گردیده است و بسیاری
مقدماتش آشکار شده است و مابقی ھم در راه است ھمه علائم طبیعی ، تاریخی ، تکنولوژیکی ،
اجتماعی ، اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و روانی ھر روزه در حال خودنمائی است : زلزله ھای پیاپی در
سراسر زمین ، سرریز شدن آب دریاھا (سونامی ھا ) ، تشعشعات مرگبار از آسمان ( مسئله لایه اوزون)،
امراض جدید و عجیب و لاعلاج، خودکشی ھای فزاینده ، رشد جنایت ھای جمعی، مفاسدی که از طبیعت
آشکار شده ، مفاسد اخلاقی ، امراض روانی ، ناامنی ھا ، بی ناموسی ھا ، بچه کشی ، ھراسھا ،
تباھیھای سیاسی ، تورم و ربا در سراسر جھان ، ھمجنسگرائی ھا ، اعتیادھا ، مالیخولیاھا و صد ھا
نشان دیگر .
آیا براستی کسی در فکر ھست ؟ اگر نیست پس بھتر است که ھر کسی لااقل به فکر خودش باشد و
راھی اورژانسی بسوی خدای خویش بجوید زیرا بقول قرآن در آنروز ھیچکس را توان یاری به دیگری
نیست و جز خدا ھیچ دادرسی نیست. این ھمان « خبر بزرگ » است در قرآن : نبأ عظیم!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 147




برچسب ها: خبر مهم , فرهنگ غربی , تروریزم , فساد ,
[ بازدید : 7 ]
[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 16:00 ] [ رضا ]

دانشگاه کارخانه انجماد روح



دانشگاه کارخانه انجماد روح

عصر جدید که به لحاظی عصر تعلیم وتربیت اجباری است بخصوص در مرحله تحصیلات دانشگاھی مولّد
نسلی با ارواح یخ زده بوده است . این انجماد روح در زنان دو صد چندان شدیدتر خود نمائی کرده است
چرا که اصولاً زن مظھر علم ورحمت ورقّت روح است . این ارواح منجمد در قلمرو تشکیل خانواده به
سرعت به بن بست رسیده و فرو می پاشند و در عذابھا و داغ و فراقھای این فروپاشی بتدریج تا آخر عمر
روی به رقّت و لطافت ازدست داده خود می کنند و عموماً زندگی تراژیکی را رقم می زنند . وامّا ارواح یخ
زده درقلمرو فعالیتھای اجتماعی وفرھنگی وسیاسی وعلمی واقتصادی مولّد نظام بی روح و شقی
ھستند که جز فرمولھا و کلیشه ھای آکادمیک نمی شناسند و انسانھا را ھمچون اشیائی بیجان در خدمت
علوم وفنون می گیرند ھمانطور که خودشان ھمینگونه زیسته اند.
تعلیم وتربیت اجباری مولّد جبّاریّت ومجبوریّت است . روح آدمی در قلمرو انتخاب واختیار است که امکان
پرواز می یابد و لطیف گشته و تعالی می پذیرد .
مھلکترین سیمای این انجماد روح درزن خودنمائی می کند زیرا قرار است کانون عاطفه ولطف جامعه
باشد . امروزه شاھد زنان جوانی ھستیم که حتّی قادر به تظاھر به مھرورزی و عطوفت نیستند . مردان
چنین زنانی گوئی که با قطعه سنگ خارائی زیست می کنند و لذا از خانه فراری می شوند . فرزندان این
مادران نیز دچار افسردگی شده و به انواع امراض عصبی و روانی و تربیتی مبتلا می شوند . درست به
ھمین دلیل زنان تحصیل کرده در زندگی پس از تحصیل خود در ھمه وجوه شکست می خورند . گوئی
تحصیل علوم عاریه ای در مدارس و دانشگاھھا موجب نابودی روح ودل آنھاست . واین تحصیلات ھر چه
طولانی تر وجدّی تر باشد مھلکتر است و مولّد زنان جوانی است که گوئی آنان را دلی نیست . ھمه این
زنان افسرده و دل مرده اند و از روح زندگی بیگانه . تنھا ویژگی شخصی این زنان تعدادی رفتارھای مردوار
است که به ھیچ کاری ھم نمی آید ومردان را نیز دفع می کند . دکتر و مھندسھائی بی روح وبی عاطفه
که زندگی را از دست داده اند .
اگر آنگونه که بزرگان قدیم گفته اند که علم باعث معراج روح وتکامی معنویّت وزندگی است پس باید به
علم بودن آنچه که امروزه درمدارس و دانشگاھھا تعلیم می شود جداً تردید نمود ھمانطور که ھمه عارفان
تردید کردند وبزرگترین نابغه علوم مدرن جھان یعنی آلبرت انیشتن نیز تردید نمود .
ھمانطور که قرآن کریم علوم کافران را « علم بغی »می نامد که علم تکبّر و سلطه و انکار است و موجب
رسوائی وھلاکت آنھاست . درواقع بایستی اکثر تحصیل کردگان علوم جدید را ھلاک شده ھای دل وروح
دانست که به ارزانی به خدمت مستکبرین در آمده واین فنون را برای غارت وسلطه بر مردمان بکار می
گیرند وموجب ھلاکت بشریّت می شوند ھمانطور که خودشان پیشاپیش ھلاک شده اند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص156

برچسب ها: دانشگاه , فارغ التحصیلان دانشگاه , زنان تحصیل کرده ,
[ بازدید : 9 ]
[ پنجشنبه 26 اسفند 1395 ] [ 16:37 ] [ رضا ]

بخل علما و علم بخیل



بخل علما و علم بخیل

حدیثی از رسول اکرم (ص)علم را حجاب اکبر می داند یعنی بزرگترین پردۀ ظلمتی که میتواند در مقابل
بصیرت اھل علم قرار گیرد و او را از مشاھده و تصدیق حقیقت کور سازد. یکی از مشھورترین نمونۀ
تاریخی چنین حجاب اکبری را در ماجرای رابطه مولای رومی با شمس تبریزی شاھدیم که تا مولوی دل و
اندیشه از علوم عاریه ای نکشید آفتاب حقیقت را در وجود شمس ندید . ولذا ھمو در کل مثنوی خود در
یک کلام ھدفی جز نشان دادن این حجاب ندارد .
از جمله نشانه ھای ظلمانی و زشت این حجاب اکبر در عُلما ھمانا بخلی حیرت آور و بس احمقانه است
که در اکثریت آنھا غوغا می کند و گاه آنھا را به غایت ظلم می کشاند و حتی دینی ترین عُلما را به ورطه
کفر می اندازد . بخل و حسد و تکبر ی که در میان عُلما دیده می شود بسیار بندرت در عوام قابل مشاھده
است. این ھمان عاملی است که عُلما را به خدمت حکّام ستمگر می کشاند تا حقیقت را برای مردم
وارونه سازند و از علم خود برای اسارت خلق بھره گیرند. قرآن کریم بخل را از جمله نشانه ھای کفر قرار
داده است . بدینگونه می توان گفت که علومی که در نزد این عُلما وجود دارد علم حقیقی نیست بلکه از
ھمان علمی است که در قران کریم به« علم بغی »معروف است که علم از روی بخل و کفر و سلطه و
ستم است و بازیچه ای است که پیروانش را رسوا و ھلاک می سازد .
علم بغی که دارای ماھیتی حسود و کافر و ستمگر است ھمان علوم عاریه ای و مدرسه ای میباشد که
ریشه ای در جان و دل صاحبش ندارد و لذا بکار اصلاح زندگی خود او نمیآید و جز در بازار فروش خاصیتی
ندارد و خاصیت بازار ھم چیزی جز کفر و بخل و رقابت و سلطه و خود فروشی نیست .
بنابر این باید گفت که علم حقیقتی که علم خدمتگزار و متواضع و شریف و مؤمن و صادق است جز از راه
معرفت نفس حاصل نمی آید .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص153

برچسب ها: بخل , عالمان دینی , حجاب اکبر , خودفروشی , علم بغی ,
[ بازدید : 8 ]
[ پنجشنبه 26 اسفند 1395 ] [ 16:37 ] [ رضا ]

اعلامیه حقوق بشر عرفانی



اعلامیه حقوق بشر عرفانی

١. ھیچ انسانی با انسان دیگری برابر نیست: نه سیاه با سفید، نه زن با مرد، نه مسیحی با
مسلمان، نه غنی با فقیر، نه کودک با انسان بالغ، نه شرقی با غربی، نه روستائی با شھری، نه
باسواد با بیسواد، نه مؤمن با کافر، نه زشت با زیبا،نه مظلوم با ظالم. بلکه ھر انسانی یک
موجود منحصر به فرد و بی ھمتا و احد و بی نیاز و مظھری از جمال خداوند در عالم خاک است.
ھر کسی ھمان است که می خواھد باشد و ھیچکس به دیگری ظلم نکرده بلکه ھر کسی فقط
بخودش می تواند ظلم کند و بخودش میتواند دروغ بگوید و لاغیر.

٢. ھمه بندگان و پرستندگان خداوند خالق ھستند و خواه ناخواه بسوی او در حال رجعت ھستند
منتھی به دو راه و روش، دوزخی و بھشتی: جبارانه و مختارانه: خردمندانه و جاھلانه: مومنانه و
کافرانه: عاشقانه و فاسقانه.
٣. ھمه بر روی زمین از حقوق واحدی برخوردارند و دارای ارزشی واحدند فقط در نزد خداوند
انسانھای فقیرتر و ضعیفتری که سخاوتمند تر و قانع تر و صلح جوترند،برترند.

۴. ھیچ اعتقادی از اعتقاد دیگر برتر نیست فقط آنانکه صادقترند و منافع دیگران را بر نفع خود ترجیح
می دھند عزیزترند و لذا بر حق ترند در قلوب مردم.

۵. صنعت پرستی راه و روش عذاب و خشم و جنگھاست و طبیعت پرستی راه و روش سلامت و
صلح و مھربانی است.
۶. ھیچ باید و نبایدی بر حق نیست و ھر آنچه که واقع می گردد حق است و باید فھم شود.

٧. ھر حکومتی در جھان برخاسته از نفس اکثریت آن ملت است . پس ھر دولتی لایق ھمان ملت
است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 149


برچسب ها: حقوق بشر , برابری , راه تکامل , حقوق فردی ,
[ بازدید : 10 ]
[ جمعه 20 اسفند 1395 ] [ 16:54 ] [ رضا ]

آیا دموکراسی ممکن است؟



آیا دموکراسی ممکن است؟


دموکراسی به معنای حاکمیت اکثریت مردم است . حال اگر اکثریت مردم دریک جامعه موٌمن باشند این

دموکراسی دینی می شود و در عیراینصورت دموکراسی کافرانه و یا منافقانه خواھد بود .

و اما طبق معرفت قرآنی و ھمچنین تجربه بشری می دانیم که ھمواره تا قبل از پیدایش جامعه امام زمانی،

اکثریت مردمان ھرجامعه ای کافر و مشرک و منافقند و موٌمنان ھمواره گروھی بسیار اندک و پراکنده اند .

و این سنت خدا درمیان خلق است که دردھھا آیه قرآنی بسیار بارز است که اکثریت مردم را ھمواره

کافر و مشرک و ظالم می داند . پس اگر چنین است پس دموکراسی دینی فعلا مقدور نیست الابواسطه

دیکتاتوری و ایجاد اکراه و ریای در دین که موجب ھزاران فساد و فتنه است و اصل دین را نیز از میان می

برد و مرز حق و باطل را مخدوش می سازد و ھمه مردم را بسوی بدترین کفر یعنی نفاق می کشاند .

شورای سقیفه در صدر اسلام نخستین نماد از یک دموکراسی دینی و اسلامی بود که آنھمه فساد و فتنه

پدید آورد و علی (ع) و موٌمنان زیر بار آن نرفتند .و حتی دموکراسی دینی پنج ساله ای که علی (ع)با اکراه

و تھدید اطرافیان پدید آورد و پیشاپیش فاتحه آن راخواند که « شما تاب تحمل عدالت مرا ندارید. »

نیز سند تاریخی بزرگی برای موٌمنان است که تا زمانیکه اکثریت جامعه موٌمن نیستند بھتراست که موٌمنان

حقیقی از دخالت درحکومت بپرھیزند .

بھرحال ھمواره اکثر مردمان جاھل و کافرند و لذا طبعا طالب جبر و جبارند و فقط به جباران راٌی می دھند .

بنابراین این نوع دموکراسی چیزی جز دیکتاتوری و سلطنت پنھان نیست . این دموکراسی ھا ھمان

امپراطوریھای قدیم است که حتی مسئولیت اعمال خود را ھم به گردن مردم می نھد و از کوچکترین

مسئولیت ھم مبراست .

دموکراسی دینی به معنای واقعی کلمه ھمان جامعه امام زمانی است و لاغیر .

از دموکراسی دینی که بگذریم واقعیت اینست که حتی دموکراسی غیر دینی ھم ممکن نیست .

مثلا درکشور آمریکا که مھد دموکراسی محسوب می شود ھمواره حدود نیمی از مردم ھرگز در انتخابات

شرکت نمی کنند و نیمی از آن نیم دیگر موفق می شوند یک کاندیدا را به ریاست برسانند . یعنی حدود یک

چھارم مردم بر سه چھارم حکم می رانند . واین ھمان دموکراسی ضد دموکراسی است .

از این امر که بگذریم واقعیت دیگر اینست که حکومت مظھر نفس اماره جامعه است که برآن جامعه حکم

میراند و لذا درھمه حال برحق است وعدالت جاریست . آن گروه اندک از موٌمنان ھم کاری به حکومت

ندارند و تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حکومتھا ھم ھیچ گزندی به آنان نمی رسد . درست به

ھمین دلیل علی (ع) موٌمنان را از در افتادن با حکومتھای جبار منع کرده است تا زمانیکه اکثریت مردم

موٌمن نیستند و بھر حال با حکومت خود کنار می آیند . علی (ع) برای موٌمنانی که می خواھند علی رغم

میل اکثریت مردم با حکومت بجنگند عذابھای بزرگی پیشگوئی نموده است زیرا این موٌمنان با عدالت حاکم

برآن جامعه می جنگند .

درحقیقت ھمه حکومتھا درطول تاریخ تا به امروز دارای ماھیتی دموکراتیک (مردمی) بوده اند . ھیچ حاکم

عادلی نمی تواند برجامعه ای ظالم حکومت کند ونباید بکند .

حکومتھای دموکراتیک فقط ریاکارتر از سلطنت ھستند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 139


برچسب ها: دموکراسی , حکومت امام زمان , سلطنت , مبارزه با حکومت ,
[ بازدید : 9 ]
[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 16:19 ] [ رضا ]

ایران سرزمین یاران



ایران سرزمین یاران


ایران و ایرانی از قدیم الایام یاور مظلومان و حامی عدالت و منجی محبّت و صلح در تاریخ بشر بوده است

. نخستین قومی که خداوند را به یگانگی پرستش نمود ایرانی بود. در تاریخ جھان ایرانی تنھا قومی است

که مطلقاً سابقه بت پرستی ندارد و این بدان معناست که زرتشت بایستی نخستین پیامبر توحیدی در

تاریخ تمدن بشر بر روی زمین باشد که قدمتش از ابراھیم ھم بیشتر است که برخی از اساطیر کتاب

اوستا این قدمت را به اثبات می رساند.

ایرانیان حامی و پناه دھنده ھمه مظلومین و خداپرستان در تاریخ بوده اند. حدود ٢٥ قرن پیش به آوارگان

یھود که در ھمه جای زمین قتل عام می شدند پناه داد و آنھا را از نابودی حتمی نجات بخشید و ایران مھد

انبیای بنی اسرائیل شد. و امروز ھم بزرگترین و جدّی ترین حامی آوارگان فلسطینی در جھان است و نژاد

نمی شناسد و ھمواره ھر مظلوم خداپرستی از ھر نژادی را حمایت نموده است.

ھمانطور که امروزه نیز در مقابل اینھمه بی غیرتی دول عربی در قبال فلسطین، ساکت نمانده و حتی

منافع ملی و امنیتی خود را در خطر انداخته و از فلسطینی و افغانی و عراقی و کوبائی و سرخ پوستان

آمریکای لاتین در مقابل آدمخواران غربی، حمایت می کند و دست دوستی و حمایت بسویشان دراز می

کند و حتی در این محبت پا از حدود ایدئولوژی خود ھم فراتر نھاده است. و این ایثار ایرانی در دفاع از

شرافت انسانی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 131


برچسب ها: بت پرستی , زرتشت , اوستا , منافع ملی ,
[ بازدید : 13 ]
[ چهارشنبه 18 اسفند 1395 ] [ 19:30 ] [ رضا ]

آیا اسلام دین جنگ است؟



آیا اسلام دین جنگ است؟


یکی از بزرگترین تھمتھای ناحق به دین اسلام ھمانا جنگ طلبی بوده است و از ناحق و رسوا بودن این

تھمت ھمین بس که جنگ طلب ترین و متجاوزترین افراد و جریانات چنین تھمتی را زده اند یعنی استعمار

غرب و امپریالیزم جھانخوار که حتی آزادی و دموکراسی دروغین خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھدیه

میکنند. در قرآن کریم ھر کجا که سخن از ایمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و این

آیه و معنا در جای جای قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چیست؟ به زبان ساده یعنی عملی که در

سمت صلح با جھان و جھانیان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و کل بشریت بکشاند.

ھمانطور که در عرفان اسلامی ھم انسان کامل انسانی در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر کجای قرآن

ھم که سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند که اول

خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصیحت و مذاکره و سپس با جھاد جنگ

مجبور به صلح نمایند. اسلام دین صلح و اسلام و تسلیم است و ھر کسی با اقرار به شھادتین به آسانی

بر این دین وارد می شود و حتی کسی حق ندارد منویات باطنی او را مورد تفتیش قرار دھد. اسلام حتی

فحاشی به دشمن را در میدان جنگ حرام کرده است. حقوق جنگی و جھادی اسلام نیز یک کرامت و

معجزه ای حیرت آور است. ھمه جنگھای صدر اسلام تدافعی و یا خنثی کننده دسیسه ھای دشمنان و

متجاوزان بوده است. فقط صھیونیست ھا اسلام را دین جنگ می خوانند یعنی کسانیکه حتی کودکان را

با گلوله می زنند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 129


برچسب ها: صلح , انسان کامل , تفتیش عقاید , صهیونیزم ,
[ بازدید : 8 ]
[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 19:47 ] [ رضا ]

آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟


آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟

اگر انقلاب اسلامی ایران بر اصول و موازین حقه خود استوار بماند و در جھان به پیش رود و از مبانی خود

عدول نکند و در قبال وسوسه ھای علمی- فنی- دیپلماتیک به شرک و نفاق نگراید بدون تردید مستمراً

کل جھان اسلام و سپس بشریت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپریالیزم را به انزوا و انحلال خواھد

کشاند. و در این صورت شیطان بزرگ برای بقای خود در جھان و حفظ سیطره جھانی اش بدون تردید نھایتاً

دیوانه شده و دست به حمله ای جھانی بر علیه ایران خواھد زد تا یکبار برای ھمیشه خود را آسوده سازد

و بقای خود را تضمین کند و ریشه حق را بر کند. این ھمان جنگ نھائی بین کفر و دین است که تکلیف

بشر را برای ھمیشه یکسره خواھد نمود و زمینه را برای ظھور جھانی ناجی موعود فراھم خواھد کرد و

چه بسا چنین جنگی با این ظھور مصادف گردد و ناجی موعود با قدرت الھی خود به یاری اھل دین برآید و

بنیاد کفر را بر کند.

بھر حال اگر ایران ھم خدای ناکرده از اصول خود منحرف شود خداوند دین خالص خود را از میان قومی

دگر احیاء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذکور بھرحال رخ خواھد داد و این اجتناب ناپذیر است. بدون تردید

چنین جنگی تمام عیار و جھانی است و کل بشریت را مشمول خواھد شد و ھیچ شباھتی به جنگھای

قبلی در تاریخ نخواھد داشت زیرا جنگ تمام عیار بین کل حق و کل باطل خواھد بود. امیدواریم که ایران

لیاقت این امر را داشته باشد که امّ القرای دین و حقیقت و معرفت و انسانیت در جھان باشد انشاءالله!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 130


برچسب ها: حمله نظامی , شیطان , جنگ جهانی ,
[ بازدید : 8 ]
[ دوشنبه 16 اسفند 1395 ] [ 19:32 ] [ رضا ]

ظهور فاشیزم از قلب برابري


ظهور فاشیزم از قلب برابري

آیا این حیرت آور نیست که مخوفترین فاشیست ھای جھان از بطن فلسفه ھای برابری سربرآورده

اند؟البته سخن بر سر برابری حقوق انسانی واجتماعی نیست بلکه برابری و ھمسان سازی اندیشه و

احساس و عمل و کردار و سلایق و استعدادھا. و فرقی ندارد که فلسفه ھمسانی آدمھا تحت چه عنوان و

آرمانی باشد: سوسیالیزم، ناسیونالیزم، لیبرالیزم وغیره. استالین و ھیتلر و بوش سه نمونه از این سه

نوع برابرسازی ھستند که مبدل به سه دیوانه آدمخوار شدند.

انسانھا دارای حقوق یکسانند مخصوصاً در این حق که مطلقاً برابر نباشند و ھر کسی موجودی منحصر

بفرد خودش و خدایگونه باشد. این حق الھی انسان است و تنھا ویژه گی و تمایز انسان از حیوان تلقی

می شود وبدینگونه جوامع بشری از گله ھای گوسفند متمایز می شوند. ھمه برابری پرستان جھان

عاشق تبدیل انسان به گوسفند می باشند زیرا کل بشریت را ھمچون یک لقمه واحد برای بلعیدن خود

می خواھند.

این ایده برخاسته از طبع جھانخواری وآدمخواری است. انسانھا در فردانیت ویژه خود برابرند. ھمه

دیکتاتورھای تاریخ عاشق ھمسان سازی افراد جامعه بوده اند و در ھر مکان و زمانی متوسل به یک ایده

وآرمان خاصی شده اند که گاه دینی بوده وگاه سیاسی و اقتصادی و فلسفی و امثالھم. و امروزه این

ایده تحت عنوان « دموکراسی »بر کل جھان مسلط شده که فریبکارانه ترین ایده آدمخوارانه است زیرا دم

از حکومت مردم بر مردم می زند. و این یک دجال جھانی است که با استفاده از افسون تکنولوژی و

مصرف پرستی بر مردم جھان سیطره یافته است زیرا تکنولوژی کارگاه ھمسان سازی است.

فاشیزم مدرن فرزند طبیعی تکنولوژِیزم است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 124


برچسب ها: فاشیزم , دموکراسی , برابری , ترامپ ,
[ بازدید : 5 ]
[ يکشنبه 15 اسفند 1395 ] [ 19:30 ] [ رضا ]

دو نوع جنگ و صلح


دو نوع جنگ و صلح


تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و

صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک

تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک

تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.

دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می

جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی

و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در

جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از

این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و

امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ

بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند

ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است

و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا

را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120


برچسب ها: جنگ , صلح , دوستی , دشمنی , جنگ جهانی ,
[ بازدید : 6 ]
[ شنبه 14 اسفند 1395 ] [ 16:08 ] [ رضا ]