بستن تبلیغات [X]
نابغه : بی همتا

مشکل ما چیست؟ (آسیب شناسی فرهنگی)


مشکل ما چیست؟

(آسیب شناسی فرهنگی)

بزرگترین و محوری ترین مشکل فرھنگی جامعه ما از عالم تا عامی و از پیر تا جوان و زن و مرد اینست

که گوھره « نمی دانم » را در ذھن ودل خود از دست داده ایم و ھر کسی در کشور ما خود را یک

نابغه و علامه دھر وعارف کامل می داند.

که تبلیغات رسانه ھا مھمترین نقش را در این مرض و مصیبت عظیم اجتماعی ایفا کرده اند. این غرور

ملی که شبانه روز بھر بھانه ای بر سر ما می بارد مغزھا و وجدانھا و قلوب را دیوانه کرده است

و سئوال کردن را میرانده و تحقیق و جستجو را منتفی ساخته است.

بعد از تبلیغات رسانه ھای ملی، کامپیوتر و اینترنت از عوامل این فاجعه می باشد که باز ھم تبلیغات

رسانه ملی در القاء و تشدید آن بسیار مؤثر بوده است ھمانطور که امروزه یک نوجوان در پای میز

کامپیوتر احساس خدائی دارد در حالیکه اکثراً یک بیمار روانی است و بزودی سر از بیمارستان،

تیمارستان یا زندان در می آورد البته اگر به عضویت شورای شھر در نیاید و یا مدیر کل اداره و

کاندیدای مجلس و وزارت نشود.

این خودستائی ملی که جدیداً از رسانه ھای ما غوغا میکند عواقب مرگبارش تا ھم اکنون پیدا شده

است . یک دوره ای بر زبان آوردن واژه ملت و ملیت و ایرانیت یک جرم سیاسی محسوب می شود و

حالا جایزه ھم دارد. این ناسیونالیزم نیھیلیستی ما را به کجا میبرد؟ خودستائی ملی از نتایج پوچی

و بی ھویتی در یک جامعه است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 110

برچسب ها: مشکلات فرهنگی , نابغه , غرور ملی , ادعای خدایی ,
[ بازدید : 6 ]
[ پنجشنبه 25 خرداد 1396 ] [ 19:16 ] [ رضا ]

دیالکتیک علم و دین



دیالکتیک علم و دین


دیالکتیک به زبان ساده ھمان وحدت اضداد است .

علوم دنیوی و تکنولوژی که ترمینال اجرائی آن است ذاتاً در جنگ با دین خدا و ھویت انبیای الھی و

حکیمان پدید آمده است . ھر چه که علوم دنیوی موفق به تحقق آرمانھایش که ھمان بھشت دنیوی است

شده ماھیت پنھان کافرانه اش را علنی تر نموده است و لذا فلسفه ھای کافرانه خود را نیز مدوّن ساخته

است مثل ماتریالیزم ، ناتورالیزم ، لیبرالیزم و سوسیالیزم و ....

واضح است که بانیان اولیه و کاشفان علوم پایه کافران نبودند و بلکه در میان عامه مردمان از بزرگترین

مؤمنان تلقی شده اند ولی دچار نخستین تذبذبھا و شرکھا شده اند . قرآن کریم ھم می فرماید : کافران

ھر چند که دنیا را می پرستند ولی علم دنیا در نزد مؤمنان است . آنچه که دانشمندان بزرگ را بتدریج دچار

شرک نمود غرورشان درباره علمشان بود که بتدریج در طول تاریخ آشکارتر شد تا انکه از ایمان دینی در

قلمرو علوم و فنون اثری باقی نماند و به عصر مدرنیزم رسید که انکار آشکار دین است و امروزه دین خدا

دشمنی آشکارتر از پیروان علوم و فنون ندارد و این است که دانشگاھھا بزرگترین مھد ضدیّت با دین

ھستند .

و اما در عصر مدرنیزم که اصول و ارکان بھشت زمینی پیدا شده است بتدریج از بطن این بھشت صنعتی

شاھد گشایش دربھای دوزخ ھستیم که یکی پس از دیگری اصول و ارکان علم را باطل می کند از

اینجاست که از بطن این کفر علمی و فنی شاھد پیدایش گرایشات نوین مذھبی و عرفانی میباشیم که

وجود نوابغی چون اینشتن ، پلانک ، ھایزنبرگ و دیگران دال بر این حقیقت است که گاه ماھیت علم را به

چالش می گیرد . بدینگونه می بینیم که از بطن اشدّ عداوت با دین تصدیق برتری از دین در حال پیدایش

است که تا حدودی دست و دل از بھشت پرستی شسته و حقیقت جھان را جستجو می کند.


از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 90


برچسب ها: ضدیت علم و دین , انیشتین , نابغه ,
[ بازدید : 31 ]
[ جمعه 17 دی 1395 ] [ 18:56 ] [ رضا ]